پل سازی در زمان هخامنشیان

پل سازی در عهد هخامنشیان

کمک معمار – در کتب تاریخ همواره از نبردها سخن می گویند گویی بدون ذکر وقایع جنگها ، تاریخ خالی از روح حقیقت است اما نکته این است که ماجراهای شگفت انگیز میدان های رزم ، در مقابل ایجاد راهها و احداث پلها که در سیر تمدن بشری نقش بزرگی را ایفا نموده و موجب تغییر فاحش در زندگی انسان گردیده آن قدر قابل اهمیت نی باشد .

متاسفانه غالب مورخین از ذکر این نکته مهم غافل بوده اند . بدون شک در دوران هخامنشی که عصر کشورگشاییها و لشکرکشیها بود همیشه بزرگترین مانع و مسئله موجود برای انجام این امور ، رودهای بزرگ و کوچکی بودند که بر سر راه آنها وجود داشت . همانطور که از کتب تاریخ باستان بر می آید هخامنشیان در مواقع لشکرکشی همیشه با این موانع برخورد داشتند ، ولی با تدبیر و چاره اندیشی متخصصین این مسئله را حل می کردند .

از گفته هرودت مورخ یونانی در مورد جنگ کوروش با کرزوس پادشاه لیدی معلوم می شود که قبل از حکومت هخامنشیان در آسیای صغیر پل وجود نداشته و اولین اقدام پل سازی در این منطقه ، در دوره هخامنشی ،یعنی تاسیس راههای شاهی انجام گرفته است . ((مورخ مزبور می گوید ( کتاب ۱ بند ۷۵ ) : عبور از رود هالیس برای قشون لیدی مشکل بود چه در آن زمان پل هایی که حالا روی این رود است وجود نداشت . در این موقع طالس یونانی که اهل میلت بود کمک بزرگی به پادشاه لیدی کرد . توضیح اینکه به دستور او مجرایی کنده و قسمتی از آب رود را داخل کردند و چون سطح آب رود پایین آمد ، عبور ممکن شد . ))

همین مورخ در جایی دیگر در مورد تسخیز بابل توسط کورش و هنگام عبور از رود گیندس (( دیاله امروز )) می نویسد :

(( وقتی که شاه به رود گیندس رسید و می خواست از آن عبور کند ، یکی از اسبهای مقدس او خود را به آب انداخت که به شنا از آن بگذرد ولی آب اسب را برد .

این قضیه باعث حشم شاه گردید و او قسم یاد کرد که از آب این رود چندان بکاهد که زنی هم بتواند از آن بگذرد ، بی آنکه زانو تر کند . با این مقصود ، ۳۶۰ نهر کنده و آب رود را به این نهرها انداختند و در مجرای اصلی ، سطح آب زیاد پایین آمد . تمام تابستان آن سال صرف این کار شد و کوروش در بهار سال دیگر به طرف بابل حرکت کرده وارد جلگه گردید )).

هرودت درباره نبرد کوروش با ماساژتها سخن از ساختن پلی بر روی رود آراکس به میان آورده و می گوید :

(( پس از آنکه کوروش با قشون خود تا رود آراکس براند ، بعد پلی روی رود مزبور ساخت و بر  کشتیها برج هایی گذارد که پر از مردان جنگی بود .))

در زمان داریوش اول که میل به جهان گیری و کشور گشایی بیشتر مشهود بود ، ایجاد تشکیلات وسیع ، توسعه راهها و طبعا” پل سازی نیز از اصول اجتناب نا پذیر این عصر به حساب می آمد .

هرودت مورخ یونانی در تاریخ خود در مورد لشکرکشیهای داریوش به آسیای صغیر و احداث پل بر روی رودخانه جهت عبور لشکریانش می نویسد :

(( … چون داریوش در لشگر کشی خود به سرزمین کالسدون در کنار بسفر رسید در همان محلی که پل ساخته بودند بر کشتی سوار شده به جزایر کیانن رفت که بنا بر قول یونانی ها دستخوش طغیان شده بود … بعد از آن که داریوش سرکشی خود را تمام کرد با کشتی به پلی که توسط یک نفر سامی موسوم به (( ماندروکل )) برای او ساخته شده بود برگشت و همان طور بسفور را هم سرکشی کرد … نقطه ای که داریوش در بسفور پل ساخت گویا چنان که احتمال می رود در وسط راه بین شهر بیزانتیوم و معبدی که در دهانه تنگه بود واقع شده بود .

داریوش از آن پلی که توسط ماندروکل از یک طرف تنگه به سمت دیگر ساخته شده بود به قدری خشنود شد که نه تنها به او همه قسم انعامهای معمول ارزانی داشت بلکه دستور داد تصویری از تمام پل با عکس داریوش شاه که بر مسند افتخار نشسته ساختند در حالی که لشکر او از مقابلش می گذرد . این نقاشی را وی به معبد بوتو در سائیس تقدیم کرد )) .

در قسمت دیگری از کتاب تاریخ هرودت آمده است :

(( پی از آنکه داریوش وارد اروپا شد به ایونیها امر داد که داخل دریای سیاه شده و با کشتیها به دهانه ایستر ( دانوب ) رهسپار شوند و از آنجا پلی بر رودخانه ساخته منتظر آمدن وی شوند . ))

از طرف دیگر داریوش برای اداره مملکت پهناور و تحت سلطه خود دست به تاسیس تشکیلات وسیعی زد ، از جمله برای اینکه اوامر و احکام وی به ایالات سراسر مملکت ،نو اخبار و اطلاعات به مرکز برسد و هم چنین در موقع اردو کشی معطلی فراهم نیاید ، راههایی در ایران و ممالک منضمه ساخت که مشهورترین آنها راهی بود که از سارد تا شوش می رفت و از آنجا تا پایتخت ادامه می یافت . باستان شناسان و بعضی از مورخین طول این راه را ۲۴۰۰ کیلومتر تخمین زده اند .

هرودت در کتاب خویش شرحی از راه شاهی آورده است :

(( راه شاهی از لیدی ( آناتولی غربی امروز ) به فریگی ( بخش میانی آسیای صغیر ) و از فریگی به کنار رود هالیس ( قزل ایرماق امروز ) و از آنا در کاپادوکیه ( بخش شرقی آسیای صغیر ) به مرز کی لی کی ( اطنه امروز در تاروس تنگ ملاوی ) و آرنل و از آنجا از راه رود زاب به تنگه ملاوی و از آن جا پس از عبور از روی پل دختر به شوش می رسید . از شوش نیز راه شاهی به رامهرمز و از آنجا به ارگان ( ارجان امروزی نزدیک بهبهان و فهلیان ) در  دنبال رود زهره پس از گذشتن از پل مورد به پاسارگاد ( پارس کده ) می رسید .راه شاهی بر مسیر ذکر شده دارای انشعابات دیگری نیز بوده است . ))

این مطلب را هم ببینید
پل سازي در زمان مادها و اورارتوها

گذشته از راه بزرگ شاهی ، راههای ارتباطی دیگری نیز احداث گردید که ایالات تابعه کشور را به هم متصل می کرد چنانکه دمورگان در کتاب (( تمدنهای نخستین )) گوید ، این راهها به شرح ذیل بودند:

۱-  از تخت جمشید : پنج راه به شوش ، بابل ، پری تکان ( فریدن – ولایت اصفهان ) ، کرمان و نیز بندر دیلمان و هرمز در کنار خلیج فارس می رفت .

۲-  از همدان یا هگمتان : پنج راه به شوش ، بابل ، ری ، گنزک و آذربایجان کنونی .

۳-  از شوش : سه راه به بابل ، همدان و تخت جمشید . شعبه هایی هم از بعضی راهها تا اصفهان و بندر دیلمان در ساحل خلیج فارس ادامه داشت .

۴- از ری (( راگا Raga)): پنج راه به آذربایجان ، همدان ، شهر صد دروازه ( در جنوب غربی دامغان ) ، مازندران و پری تکان ( ولایت اصفهان ) .

۵-  از ولایت دامغان ( کومش ) : سه راه به استر آباد ، زادراکرت ، ری و خراسان .

۶-  از باختر : سه راه به دامعان ، سند و سغد ( سغد با سیحون و ماوراء آن و یا استر آباد ارتباط می یافت ).

۷-   از کرمان : پنج راه به تخت جمشید ، پاسارگاد ، هرمز ، پتاله ( برود سند و باخترا ).

همراه با احداث این راهها دستگاه منظم و سریعی را به وجود آوردند . چاپارخانه هایی در کنار راهها تاسیس گردید . مورخین یونانی قدیم ، خوبی راههای این دوره را همگی ستوده اند . هرودت به تفصیل از وضع راهها و تجهیزات آنها منجمله پلها سخن گفته و گزنفون که خود قسمتی از این راهها را پیموده نوشته های هرودت را تایید کرده است .

مسلما” در این تشکیلات وسیع و شاهراههای طولانی که قطعا” می بایست صدها رود بزرگ و کوچک را قطع کند پل و پل سازی از اهم ضروریات بوده است .

هر چند در نوشته های مورخین گاه به اشارت و گاه صریحا” از وجود پلهای متعدد سخن به میان آمده است . لیکن دقیقا” مشخص نگردیده که این پلها چگونه و به چه فرمی ، و از چه مصالحی ساخته شده اند .

ویل دورانت معتقد است :

(( چاپارهای شاهی از نهرهای بزرگ و رودخانه هایی که بر سر راه موقع قرار داشت با کرجی عبور می کردند ولی مهندسان ایرانی توانایی آن را داشتند که در موقع حاجت بر رودخانه فرات یا بر تنگه داردانل پلهای محکمی بزنند و صدها فیل ترسناک را با ایمنی از روی آن عبور دهند )).

چنانکه در این دوره پادشاهان هخامنشی از این روش بارها سود جسته اند .

در زمان خشایار شاه نیز هنگامی که جنگ با یونان پیش آمد قشون ایران از داردانل که آن زمان موسوم به هلس پونت Helles  Ponts   بود از روی پلی که به امر شاه از کشتیها ساخته بودند ، در مدت هفت شبانه روی گذشت . شرح احداث این پل چنین است :

(( در سال ۴۸۰ پیش از میلاد خشایار شاه در لشکرکشی خود به یونان دستور داد پلی بر روی هلس پونت بسازند . این پل ساخته شد ولی در اثر طوفان ویران گشت . گفته شده است خشایار شاه به آن علت مهندسین مسئول را گردن زد و مهندسین دیگری را زیر نظر ستاره شناسی به نام هارالس انتخاب کرد .

گروه جدید مهندسی با عبرت از زوال پل قبلی ، پل بزرگتری با ضریب اطمینان بیشتری ساختند . این مهندسین برای ساختن پل ۶۷۴ کشتی را دو به دو پهلوی هم روی آب قرار دادند و لنگر کشتیها با به آب انداختند . هر خط از این کشتیها را به دو رسن از کتان که هر متر آن ۲۵ کیلوگرم وزن داشت و نیز با چهار رسن از نوع پاپیروس به یکدیگر متصل کردند و آنگاه الوارهای بلندی با زاویه قائم روی رسنها قرار دادند و روی الوار را خاشاک و روی خاشاک گل ریختند به این ترتیب پل بر روی هلس پونت ساخته شد . از روی این پل ارتش خشایار شاه که مرکب از ۱۵۰۰۰۰ سرباز و چندین برابر آن نفرات غیر جنگنده بود بدون خطر گذر کرد )).

گزنفون در مورد سفر جنگی کوروش دوم در کتاب ۱ ، فصل ۲ می گوید :

(( قشون کوروش حرکت کرده از لیدیه بیرون آمد سپس در سه روز بیست فرسنگ راه پیمود به م اندر رسید . عرض این رود دو پلطر ( متر ۷۸/۳۰ = پلطر ) بود و بر آن پلی از هفت قایق ساخته بودند …)).

(( … کوروش از تارس ده فرسنگ در دو روز پیموده به رود بساروس رسید و بعد پنج فرسنگ دیگر راه رفته از رود پیراموس گذشت . عرض این رود یک استاد ( ۱۷۵ متر ) بود .))

گزنفون در جای دیگر می گوید :

(( در آن طرف فرات در مقابل اردوگاه شهر بزرگی بود که کارماند نام داشت سپاهیان بدان جا برای آذوقه می رفتند و برای گذشتن از فرات پوستهای چادرهای خود را به کار می بردند . توضیح این که درون پوستها را پر از یونجه کرده و درزهای آن را چنان محکم می دوختند که آب بر یونجه سرایت نمی کرد و بدین نحو از رود می گذشتند و بعد با خرما و شراب و ارزن که در آن صفحه بود بر می گشتند …))

پس از کشته شدن کوروش دوم و به قدرت رسیدن یونانیها به هنگام پل سازی در مواقع ضروری از همان شیوه به کار بردن کشتیها استفاده شده است .

این مطلب را هم ببینید
معماري ايران اسلامي در دوره ایلخانیان

بنابر آنچه در فوق اشاره شد در می یابیم که در عصر هخامنشی ، مسئله عبور از رودخانه ها را با توسل به چند شیوه زیر حل می کردند :

۱-  تقسیم بندی رود به نهرهای متعدد و کوچک به طوری که عبور از آن به سادگی امکان پذیر می شده است . ناگفته نماند که جهت اجرای این کار ماهها وقت صرف می گردیده است .

۲-  استفاده از کیسه های پوستی به عنوان بلم .

۳-احداث پل : با توجه به مطالب ارائه شده ، می توان پلهای این دوره را به دو دسته تقسیم کرد :

الف : پلهایی که در هنگام لشکرکشی زده می شد قطعا” با آن فاصله کم زمانی نمی توانست چیزی جز به هم پیوستن کشتیها و قایق ها باشد که به تفصیل به آن اشاره شد .

ب- تصور نمی توان کرد که با توجه به معماری پیشرفته و راه های توسعه یافته این دوران مهندسین و معماران این عصر از ساختن پل بی اطلاع بوده اند . به خصوص اینکه گزنفون در تاریخ خود به این مسئله اشاره می کند که عبور از رود هالیس برای قشون لیدی مشکل بود چه در آن زمان پلهایی که حالا روی این رود است وجود نداشت .

از این سخن معلوم می شود که در زمان هخامنشیان به جز استفاده از روشهای فوق پلهایی نیز ساخته شده بوده است . امروز در گوشه و کنار کشور پهناور ایران ویرانه های پلهایی منتسب به این دوره به چشم می خورد . به خصوص در خطه خوزستان به سبب داشتن رودهای پر آب و زمینهای پهناور ، دارای شبکه های آبیاری از قدیمی ترین روزگار تمدن خود بوده و رودهای کارون و کرخه و تاب  ((مارون )) و جراحی مورد استفاده اقوام این دوره بوده و با توجه به خط سیر راههای شاهی که شرح آن از قول هرودت بیان شد می توان آثار برخی از پلهای ویرانی که در ناحیه ارجان ، در راه فهلیان به خوزستان وجود دارد منتسب به دوره هخامنشی دانست .

پلهای مورد در خوزستان و پل زاب واقع در منطقه سردشت کردستان که از آثار دوره  ساسانیان به حساب می آیند دارای پایه هایی از دوره هخامنشی هستند .

در محدوده کاخها و باغهای پاسارگاد رودخانه کوچکی به عرض ۶۵/۱۵ متر عبور می کرد . در سال ۱۳۴۰ توسط یک هیات از باستان شناسان انگلیسی به سرپرستی استروناخ در بین کاخ بارعام و کاخ ورودی حفاری صورت  گرفت که منجر به کشف آثار دیوار سنگی به طول ۱۶ متر و ارتفاع ۵/۲ متر در دو سمت رودخانه و بقایای پلی از این دوره شد . این پل ۱۶ متر طول داشته و مرکب از سه ردیف پایه که هر ردیف آن شامل ۵ ستون سنگی به ارتفاع ۲ متر بوده بنا شده است . پایه های این ستونها به صورت چهار گوش و قطر ستونهای مدور ۸۵ سانتیمتر بوده است . استروناخ این پل را به اواخر دوره هخامنشی نسبت می دهند .

بر روی رودخانه بشار در یاسوج پایه های پلی از دوران هخامنشی به چشم می خورد که به پل تخت شاه نشین موسوم است . وجود این پل گواه بر این است که منطقه بویراحمد که در دوره هخامنشی در مسیر راه تخت جمشید به شوش قرار داشته از موقعیت خاص برخوردار بوده است .

هانیس گاوبه در کتاب ارجان و کهکیلویه بدون اینکه در مورد قدمت این پل اظهار نظر کند توضیحات کافی در مورد معماری و مصالح ساختمانی این پل داده و می نویسد :

(( … در نزدیکی محل ورود رود تل خسروی به دره پاتاوه در شمال گردنه رودی بود که از زیر پلی با دو طاق می گذشته است . سنگهای بریده شده ای که در ساختمان آن به کار رفته با ارتفاع ۲۵ سانتیمتر  و طول ۴۵ سانتیمتر دیده می شود البته آثار زیادی از آن باقی نیست . هر سنگ بریده ای علامتی از حجاری دارد …)).

از دیگر پلهای به جا مانده از این دوران می توان به پل بند درودزن اشاره کرد . این پل بند که کار پل و سد  را با هم انجام می داده بر روی رودخانه کر در فارس ، بر دهانه آبگیر کانال بزرگ داریوش واقع شده است .

در محل پل خان یعنی دست تلاقی رود کر با رود پلوار  پل میانی بوده که به احتمال زیاد در زمان هخامنشیان در همین محل وجود داشته است .

کروزن در آخر قرن گذشته این پل را که دارای دو چشمه قدیمی بوده دیده است .

در این دوده بر روی رودخانه کر پل دیگری نیز وجود داشته که به سیستم سد خاک ریزی در بند دختر درودزن وابسته بوده است .

پاره ای از باستان شناسان و مورخین ، پایه های پل مخروبه ای را که بر روی رودخانه ارس در کنار روستای خدا آفرین قرار گرفته از آثار دوره هخامنشی می دانند .

رنه گروسه مورخ فرانسوی در کتاب خود آسیا  Lasia می نویسد :

((…پلی که امروز خدا آفرین است در دوره هخامنشیان ساخته شد و ویران گردید و شاپور اول پسر اردشیر بانی سلسله ساسانی آن را تجدید بنا نمود . در زمان های باستانی نیز نام این پل کیخسرو و به اعتبار نام کوروش نامیده می شده است .

ژاک  دومورگان  جغرافیدان  مشهور  فرانسوی  در کتاب  تاریخ  قوم  ارمنی Historis  d

People  Armanian  و پرفسور آندریو رابرت بارن استاد تاریخ یونان در دانشگاه گلاسکو در انگلستان ، در کتاب ایران و یونان ، معتقدند که بنای اولیه این پل متعلق به کوروش است .

محتمل است ویرانه های این پل که بارها در قرون متمادی ویران و سپس مرمت شده ، که در فاصله صد متری پل معمور فعلی خدا آفرین به چشم می خورد ، مورد نظر باشد .

پل سازی در زمان هخامنشیان – \g shcd nv clhk iohlkadhk –

,

Related Posts

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست