مقالات تخصصی معماری

مقاله رایگان ارزش های کالبدی – فضایی

بدون دیدگاه

ارزش های کالبدی – فضایی

در طراحی شهری ارزش های کالبدی – فضایی برآمیختگی متناسب توده و فضا و شکل بدنه فضای محصور کننده ، برای ایجاد یک کل استوار است. در دیدگاههای جدید طراحان غربی نیز که در شرح و بسط این مفاهیم همانند گذشته پیشگام بوده اند، همچنان بردستیابی به کلیتی موزون تاکید می شود».(توسلی، ۱۳۷۶: ۴۶ )

کالن بر این اعتقاد است، همانطور که هنری به نام معماری داریم چیزی هم به نام هنر ارتباط وجود دارد که عبارت است از ترکیب کلیه عناصر سازنده محیط مانند : بناها ، و درختان و طبیعت و آب و ترافیک – فضایی شهرهای ایران دچار تغییرات اساسی و ملتی شده امروزه ارزش های کالبدی – فضایی شهرهای ایران دچار تغییرات اساسی و ملتی شده است که می توان یکی از علل عمده آن را ناشی از دخالت دادن سلیقه های شخصی روز دانست که جز محصول یک دوره تحصیل در داخل یا خارج کشور وتجربه ای محدود نبوده است .

فضاهای شهری ، مزایا و معایبیش در هر صورت در غالب عناصری کالبدی همچون کف، بدنه و سقف و اجزاء وعناصر آن غیبت یافته و شخصیت و پتانسیل های بالقوه و بالفعل آن قابل شناسایی می شود.

هرچند مفاهیم شهری اعم از فضایی کالبدی ، اجتماعی و اقتصادی درهم تنیده و جدایی ناپذیرند اما به ناچار برای پرهیز از ابهام در پاسخگویی به مسائل شهری سعیدر تفکیک آن ها شده است .

بررسی ترکیب توده و فضا :

چگونگی شکل گیری و ترکیب توده و فضا را می توان خمیر مایه شکل گیری انواع فضاهای شهری دانست. نحوه ترکیب توده و فضا و ایجاد حالات مختلف آن از قبیل،بافت ریزدانه و درشت دانه، ارگانیک و شطرنجی ،نشان دهنده مشخصات کالبدی ، وضعیت فرهنگی و اقتصادی منطقه است.

«ساخت کالبدی شهر و بویژه مسافت اصلی کالبدی شهر را فضاهای عمومی شامل میادین و خیابان ها در امتزاج با فعالیت های محصور کننده آن ها تشکیل می دهند. طراح شهری در سازمان دادن و طراحی این فضاها بر پایه قواعد و معیارهایی روشن اما با نتیجه ای انعطاف پذیر و درعین حال جهت دهنده به منظورایجاد فرهنگی درکل شهر عمل می کند.

این دیدگاه که محصول طراحی است و باید به صورت یک کل درآید، همواره مورد قبول بوده است. این کل که منبعث از رویدادها وتصمیمات مختلف است از ترکیب دو عنصر اساسی توده وفضا حاصل می شود وتاریخ طراحی شهری آمیختگی ارزشمند این دو عنصر را به صورت کلی هماهنگ و مرتبط الاجز نشان می دهد.

بررسی ترکیب توده و فضا نشان می دهد در قسمت های قدیمی از شهر که هنوز دستخوش  تغییرات نشده اند، چگونه و با چه ضرافتی توده و فضا در امتزاج با یکدیگر و الگوهای رفتاری فضا موفق بوده است. اما بارسوخ فرهنگ غربی و بی توجهی به اصول اندوخته با تغییراتی جدی، همچون شکل گیری توده هایی کاملا منظم و بیشتر به هم برای خیابان شطرنجی و به بدنبال ان استفاده از الگوهای جدید توده و فضا همچون الگوی ۶۰-۴۰ (۴۰ درصد فضای باز و ۶۰در صد توده ) روبروشدیم. که به دلیل ناآشنا بودن با ارزش  های کالبدی گذشته ، الگوهای جدید همچون غده سرطانی در حال تکثیر است. به عبارت دیگر می توان گفت:

در بحث مربوط  به توده و فضا ،« در مقررات رایج در ایران و حتی برخی از کشورهای غربی عمدتا به مواردی مانند تعیین ارتفاع ، میزان عقب نشینی و درصد سطحی اززمین که ساختمان آن را می پوشاند اکتفا شده و در چگونگی ترکیب توده های ساختمانی که باید فضاهایی را محصور کنند غفلت شده است». (همه شیروانی : ۳۴).

«مقرارت ساختمان (۱۹۶۷)در شهر قدیمی اوینبرو در اسکاتلند علاوه و بر ارتفاع به موارد اساسی دیگری مانند خط نما اشاره کرده و مسئله عقب نشستگی قسمتی از توده ساختمان را در فضا دقیتر مورد بررسی قرار داده است ».

اما بحث اساسی در اینجا نحوه ترکیب مجموعه ساختمان ها با فضا است ، مثلا در مجموعه ساختمانهایی مجاور هم در مسیر یک خیابان در ترکیب با هم و با فضا باید نوعی پیوستگی در خطوط ،اشکال و ترکیب بدنه محصور کننده به وجود آورند.

« در شهرهای قدیمی ایران واحدهای مسکونی با حیاط مرکزی به یکدیگر پیوسته اند و مجموعه یکپارچه ای را تشکیل می دهند یک معمار ایرانی که خانه های را در زمینی طراحی می کرد، اصولی را می شناخت که بر اساس ا‹ خانه های مجاور از پیش شکل گرفته بود. ( تصویر ….) هماهنگی شکلی و هم پیوندی واحدهای مسکونی نسبت به هم در نتیجه رعایت این اصول میسر شده است.

جهت بدنه اصلی خانه، تعیین اندازه فضایی حیاط نسبت به حجم فضای محصور کننده دور، اندازه اجزای حیاط مانند حوض و باغچه های ، اندازه تالار و ایوانها ، اندازه اتاق های سه دری و پیچ دری همه تابع نظم  بوده است».(توسلی ، ۱۳۶۷: ۲۵)بنابراین آمیخته ای صحیح از توده و فضا شکل کالبدی شهر را تشکیل داده و در کل مجموعه ای متجانس ، هماهنگ و کم نظیر بافت های قدیمی به عنوان الگویی مطلوب با نمونه ای از این بافت در محدوده مورد مطالعه آورده شده است .

هم پیوندی واحدهای مسکونی : ترکیب خانه ها یکی و اختلاف در اندازه است جهت اصلی تقریبا یکسان خانه ها ( پاسخ به مسئله  به همین شکل تایپ شود به مجموعه شکل تقریبا شطرنجی ( شطرنجی نامنظم ) داده است .

تصاویر زیر در نمونه ای از ترکیب توده و فضا در محدوده مورد بررسی نشان داده شده است. در این تصاویر برای تفکیک روشن خیابان ها و میادین و کوچه همین قسمت ها شور خوره است.

آنچه که کاملا مشهود است غلبه توده ساختمانی بر فضا است. این تصویر فشردگی وضعیت فضاهای شهری منطقه را نشان می دهد. افزایش توده ساختمانی درون منطقه به صورتی به قاعده و بی شکل ونظم در جریان است .

این روند تجدید تصمیم گیری در خصوص و ایجاد فضاهایی مناسب را رفته رفته دشوار می نماید. «در کشورهایی که در طول تاریخ آن ها ، بخش دولتی همواره در تصمیم گیریهایش منافع شهروندان را در نظر داشته شهرها مملو از فضاهای شهری دلنشین و فعال و جذاب هستند ، اما در شرایطی که زمین های شهری به منبع کسب در آمد بدل می شوند، به جای خیابان ها و میادینی که فضای شهری نام دارند، تنها را ه های عبور و فلکه هایی برای حرکت متراکم بسواره در نظر گرفته می شود.

در محدوده مورد بررسی نیز وجود این عامل از یک سرو فشار نیروهای اقتصادی و توجهی مسئولین از سوی دیگر اجازه شکل گیری فضای شهری مطلوب که زائیده ترکیب مطلوب توده و فضا است گرفته است و فقط وجود اجناس رنگارنگ وفانتزی در ویترین مغازه ها توانسته فضا را زنده نگاه دارد. به طوری که در کوچه های فرعی منشعب از راسته جفت  همین که چند قدمی دور می شویم ،مجددا برهوتی از اتوموبیل محیط را پر می کند.

از فضای عمومی تا فضای خصوصی

در فصل دوم تعاریفی در خصوص فضاهای عمومی و خصوصی ارائه شد. متوجه این مهم شدیم که ارتباط میان فضای عمومی و خصوصی از طریق فضاهای نیمه خصوصی ونیمه عمومی آن چیزی است که دست کمک طراحی شهری را بیش از پیش به میان می کشد.

در زیر نمونه ای از این فضاها آورده شده است .

امروزه به دلایل مختلف که در قسمت های قبل هم به آن اشاره کردیم دیگر هنری ازسلسله مراتب فضایی به مانند گذشته نیست.ازدحام جمعیت و اتوموبیل و تداخل فعالیت ها در فضاهای شهری و بی نظمی حاصل از آن موضوع فضاهای نیمه خصوصی ونمیه عمومی راازمیان بوده است. فضاهای نیمه عمومی و نیمه خصوصی اصولا با گذشت زمان به سختی تولید و در تازیانه سبک های جدید سر به نابودی می گذارد.

سبک دامن زده به فضاهای شهر نه تنها در محدوده مورد مطالعه که در اکثر نقاط شهربا نام اکلکیستم(چند خوشه ای ) حکایت از بی محوری و شکل گیری که تبلور کالبدی آن چیزی جز اغتشاش فضایی نیست.

در زیر به بررسی فضاهای عمومی،وخصوصی و نیمه خصوصی پرداخته شده است .

مسئله مقیاس و مناسبات :

فضاهای باز وگسسته وعمومی و خصوصی ،پرفعالی و انواع فضاهای شهری با مقامی اصول حاکم برآن با ارتفاع از سطح زمین فضایی واقعی می یابد و با حرکت عمودی نسبت سطح افق تمامی معیارهایی مطلوبیست فضا را متاثر خود می سازد.همانطور که خطوط ترانه زمین یک تپه را توصیف می کند، خطوط مقیاس و تناسبات از مسائل فضایی – کالبدی است .

تغییراتی اصل از نوع مصالح مورد استفاده در فضاها ، رشد روز افزون جمعیت و نیاز به رشد عددی شهرها توانست مورفولوژی شهرها بی احترام به اصولی که به آن گره خورده است تغییر دهد. یکی از این اصول اصل مقیاس و تناسبات است. در رابطه با این موضوع بحث شده است . محدوده مورد بررسی که به نسبت از تست های قدیمی شهر مشهد بوده از این لحاظ قابل بررسی است.

تاثیر بازاره بر نوع کارکر ، کاربری و سطح و سطوح فعالیت ها

در حوزه بلافعل و مداخله خیابان جفت فضاهای شهری از نوع مسیرهای حرکتی باشند، خیابان های این محدوده نیز مانند بیشتر خیابان های شهر ، در نقش ارتباط دسترسی و راه سوله :

( Vehicular traffic road ) ما بین چند مکان ( place ) را بر عهده دارند (توسلی : ۱۳۷۹ : ۱۵ ) و فی نفسه به صورت فضاهای شهری با نفرینی که از آن داده شده عمل می کنند».به عبارتی آراسته واجد نظم با ارزش بصری و جاذب نیستند و نقش عمده آن ها همان عبور دادن ماشین است.

تنوع کاربری های فرهنگی ،آموزشی ، فضای سبز، اداری و تجاری ، انتظامی ،تاسیسات و ویژگی کاربری های فرهنگی ، آموزش ، فضای سبز، اداری و تجاری انتظامی ،تاسیسات و دیگر کاربری ها در این محدوده به دلیل قرار گرفتن در مرکز مشهد، و جانمایی نادرست آن ها بدون توجه به سطح سطوح کاربریها ،جز شلوغی و ازدحام چیزی از این تنوع بجا مانده نگذاشته است .

مرکز شهر مشهد که روزی بافت قدیمی شهر محسوب می شده به دلیل تغییرات شدید و عدم انعطاف پذیری که نه قصد و طراح مسئله از آن یاد شد، امروز برای پر کردن این تقبل ( چاره ای جز هزینه های گزاف طرح هی دور از واقعیت را ندارد .

در شکل گیری فعالیت های همجوار بازار سه عامل تاثیر گذار است:

میل به ایجاد کاربریهای اطراف بازار به دلیل نیاز بازار .مثل طباخی ها در زمان گذشته و نیاز به پارکینگ در عصر حاصر و یا به شکل گیری فعالیت هایی که با پویایی و سرزندگی بازار همنشین باشد.

عامل اقتصادی : تاثیر بازار به زمین های پیرامون خود از طریق ایجاد ارزش افزوده به خصوص اینکه با کاربریهای دیگری همچون فضای سبز همراه باشد.

شکل گیری کاربریها در اطراف بازار ویا مجتمع های تجاری براساس ضوابط حاکم که در تهیه طرح های امروزی مورد استفاده است.

در زیر مقایسه ای از الگوی فعالیت های همجوار بازار در گذشته با محدوده مورد مطالعه مشاهده می شود.

تحلیل بدنه ها در محدوده مورد مطالعه :

بدنه های شهری ازاجزاء اصلی فضای شهری است. این قسمت از فضای شهری از طریق قواعد و قوانینی که در شکل و جانمایی اجزایش به کار رفته ارتباطی تنگاتنگ با مخاطب خود برقرار می سازد. خط افق، خط زمینه ، ارکان عمودی و افقی جداکننده ، برجستگیها و فرو رفتگیهایی که حالت سه بعدی به نما می بخشد، ریز و کاریهای چهار چوب پنجره ها ، ستون ها و سرستون ها و دیگر اجزای نما که حکایت از سبک آن دارد و چگونگی به کارگیری سطوح نفوذپذیر مثل ورودی ها و پنجره ها به یک بدنه مشهدی هویت بخشید. و اعتبار آن را رقم می زند.

از طرفی در خیابان به مثابه فضای شهری تنها عناصرکالبدی اهمیت ندارند بلکه خیابان به منزله واقعیتی اجتماعی و فرهنگی به صاحبان ، مالکان ، استفاده کنندگان و اداره کنندگان فضا نظر دارد . کنار هم قرار گرفتن این عوامل خمیر مایه فضای شهری بوده و حکایت از پیچیدگی آن دارد .

اجزاء ارکان تشکیل دهنده نمای شهری در یک بدنه راسته با فعالیت مشخص ( به مانند خیابان جفت ) با رعایت اصول و قواعد حاکم بر آن به نیمی از اهداف خود می رسد. در صورتی که اگر از دید شهر سازی و نه معماری به مجموعه بنگریم چگونگی ترکیب ابتدا و انتهای دیگر دیکته می کند که نیمه دیگر رسیدن به الگوی مناسب بدنه شهری را در بردارد.

«رسیدن به الگویی مطلوب در بدنه های شهری در نتیجه پیروی از قواعد و معیارهای طراحی شهری حاصل می شود . این قواعد محصول فرهنگ بشری است و از دیر باز در فلسفه و هنر مورد بحث بوده اند . سه چشمه این مفاهیم و معانی جوهر زیبایی است ». ( توسلی ،۱۳۷۹، ۷۹ )

آنچه گفته شد در نمای بناهای قدیمی شهرهای ما به درستی به چشم می خورد. فعالیتها نما که ترکیبی آمیخته از توده و فضا و شکل پیرامون آن است. مقیاس و تناسبات چه در بدنه ها و جزییات آن و چه در گذرها، الگویی بی نظیر در فضای شهری از خود به یادگار گذاشته است.

گویی بدنه های شهری مجموعه ای یکپارچه از کل شهر بوده است که اجزایش در زمان و مکان مفصل شده است به طوری که شکل کالبدی آن آیینه مقام نمای وضعیت اقلیتی ، شرایط اجتماعی و اقتصادی آن بوده است .

برای مثال ساخت شهرهای رنسانس به خوبی تجلی کالبدی سازمان های اداری سیاسی جدید را بعد از قرون وسطی نشان می دهد.

آنچه در مورد بدنه های با ارزش شهرهای قدیمی بیان گردید در زیر با مثالی کاملا روشن شده و در مقایسه با بدنه های موجود در محدوده مورد بررسی قرار می گیرد. ( تصویر….)

این مطلب را هم ببینید
جزوه ایستایی و فن ساختمان مهندس مرتضی خرسند(رایگان)

هم اکنون فشار مسائل اقتصادی و رسوخ فرهنگ نا آشنا با ریشه فرهنگ شهرهای ایرانی ، آنچنان کرده است که دیواری از بی ارتباطی و ناهماهنگی میان اجزای کالبدی – فضایی در شهر قدیمی افراشته است و از ضوابط طرح های تفصیلی نیز کاری جز گذاشتن خشتی دیگر بر این دیوار بر نمی آید.

مقایسه بدنه های بازار در قدیم ور استه جفت حاکی از این است که شکل گیری بدنه های بناها در قدیم قسمتی از توده و فضا آنچنان استادانه . از منابع ، زمان و محیط بهره جسته است که کستر اشکالی بتوان بر آن وارد کرد. از آنجایی که اکثر بناها از چنین ارزشی برخوردار بوده اند و اکثرا سه عامل یاد شده را به خوبی شناخته اند.اکثر بناها از جوهره مشترکی سرچشمه گرفته و در نتیجه این گونه مخاطب خود را متاثر عصر خویش می ساخته است.

از طرفی در اجزای بدنه ها نسبت تناسبات پنجره ها با محیط بنا،سلسله مراتب بین فضاهای عمومی و خصوصی، پویایی ومکث و تناسبات گذر پیاده آنچنان بجا به کار رفته است که فرمی مطلوب از خودبجا گذاشته است و محیا برای فعالیت های اجتماعی داخل فضا است .

در محدوده مورد بررسیاین موضوع به گونه ای دیگر ظاهر شده است. تناسبات در میان اجزای بدنه ها اعم از ورودی ها ، پنجره ها ، بر بی توجه به کار رفته است .ار کان عمودی و افقی مکمل هم نبوده و در ساختمان های بلند و راسته های تجاری در طول راسته بهره ای از قواعد معیارهای طراحی شهری نبوده است .

اکثرا بدنه ها به صورت نوارهایی در دو طرف خیابان کشیده شده و به غیر از چند مورد عقب نشستگی و بیرون آمدگی به چشم نمی خورد. بر این اساس از جذابیت فضا به دلیل حجمی نبودن نما کاسته است.

عقب شستگی های ناگهانی می توانست فرصتی برای ایجاد مکث در قبال پویایی راسته باشد در حالی که به غیر از یک مورد این اصل به فراموشی سپرده شده است . نرده هایی به موازات راسته جفت در جلوی مجتمع کمیته امداد نشان دهنده این ادعا است.

علی رغم اینکه قسمت هایی از بدنه های راسته جفت متجانس می باشند، تغییرات ناکهانی از نظر جنس مصالح به کار رفته شده و ارکان و اجزاء و نما ملموس است.(تصاویر …..و……)

عدم رعایت خط آسمان به دلیل ساخت و سازهای بی رویه در لابه لای بناهای فرسوده که مطابق سود اقتصادی و در تضاد با معیارهای فضای شهری است از مشکلات اساسی محدوده و مورد مطالعه است که زیان های آن در بدنه های نیز ظاهر شده است.

مورد دیگر الحاقات فراوانی است که در بدنه های به کار رفته کانال های کولر، علائم ، تابلوها از نظر اندازه و مکان قرارگیری ارزش های بصری بدنه را تضعیف کرده است

بررسی کنج ها :

در اشکال و احجام هندسی یکی از مهمترین قسمتهای آن ، لبه ها و کنج ها هستند چرا که تغییر در زاویه و یا اضافه شدن کنجی دیگر به آن ها می تواند شکل هندسی دیگری را بیافریند.

این موضوع در فضاهای شهری در غالب توده ها نمایان می شود. با این تفاوت که این توده ها با مسائل اقتصادی،وفرهنگی جامعه شناسی و روانشناختی همراه بوده و به مرور زمان تاثیری ژرف بر ناظر می گذارد.

ترکیب اصلی تقاطع ها و کنج ها نقش عمده ای در ارتباط فضاها با هم دارد. در واقع کنج ها و تقاطع ها چندین فضا را با کارکردهای متفاوت و یا مشابه آشنا کرد و آن ها در مکانی ( سه راه ، چهار راه ه پنج راه ) مفصل می کند. و با ایجاد فلکه ، میدان فضایی باز متناسب با نوع و میزان عملکرد و یا نشانه ای در وسط، تاثیری عمیق از فضایی برجسته تر در ذهن مخاطب بجا می گذارد.

عبور از فضایی و ورود به فضایی به صورت متفاوت بویژه از کنج ها صورت می گیرد .کنج از جمله عناصر تعریف کننده .

حد و مرز فضاهای شهری است.  غنای ترکیب طراحی شهری به غنای معماری کنج ها وابسته است . به صورت کلی می توان کنج ها را در سه دسته : ترکیب استوانی روان ( مرور) ، کنج شکسته به صورت ۴۵ درجه و کنج گوشه دار تقسیم بندی کرد.

شکل گیری کنج ها بدین شکل می تواند در روانی جریان حرکت چه پیاده و تاثیری روانشناسی مثبت بر ناظر از طریق حذف گوشه های نوک تیز و از نظر بصری تاثیری مثبت داشته باشد. منظور از تاثیر بصری به این دلیل است که عدم تغییر گوشه های نوک تیز در حجم توده ها به احجای به آن صورت گفته شد از دید و کیفیت بصری ناظر نسبت به معبر یا گذر می کاهد.

در تصویر شماره…… نمونه ای از این موارد را در محدوده مورد مطالعه می بینیم.

همانطور که مشاهده می شود اکثر کنج ها از زاویه نود درجه خارج  شده و شکل مطلوبتری پیدا کرده اند . در بعضی از کنج ها ، زاویه نود درجه آن به علت نرده کشی و یا قرار گرفتن بنای مسکونی که هیچ ورودی و یا پنجره ای در آن کنج تعبیه نشده ، تفسیر نداشته است. در قسمت هایی که با نرده سعی به ایجاد کنج در تقاطع شده است. به علت نداشتن بار بصری کافی ، نمونه مناسبی محسوب نمی شود.

در بعضی دیگر کنج ها منطبق با فرودی مغازه بوده که زاویه ۴۵ درجه پیدا کرده است.ودرنهایت دربعضی دیگربا تعبیرشدن بیش از یک پنجره تعدا شکستگی ها بیشتر دخالت مورد پیدا کرده است.

بررسی  کف :

کفپوش در انواع و اجزاء فضای شهری متفاوت است .

با تغییر فعالیت ها نوع و جنس کفپوش نیز تغییر می یابد .این همان چیزی است که در طبیعت است. آنجا که درخت و چمن رویئده شده است  جنس خاک نرم و انجا که کوه است جنس آن سخت می شود. بنابراین بر اساس تجاری که بدست آمده و برای راحتی بشر، پیش نهاد می شود برای داشتن کلی و مطلوب تر و هماهنگ تر در فضای شهری که یکی از ارکان اصلی آن کف می باشد ، برای هر نوع فعالیتی کفپوش مخصوص آن استفاده گردد.

در راسته جفت به عنوان یک مسیر پیاده راه می بایست به نوع فعالیت ها ، مکان های ایجاد مکث و پویایی در طول مسیر، استفاده از مصالح متناسب با فضاهای روبازی که در مقابل عوامل جوی قرار می گیرند و از همه مهمتر راحتی حرکت پیاده استفاده در خصوص کفپوش پیاده راه ها آورده سپس چگونگی استفاده در محدوده مورد مطالعه به تصویر کشیده شده است.

کلیه عناصری که در کف پیاده راهها کار گذاشته می شوند، باید با کف معبر هم تراز باشد. ( دریچه های کانال تاسیسات شهری ، جدول دور باغچه و ….)

در نصب قطعات کف پوش ( انواع خشکه چینی ) و اجزاء دیگر الحاقی به کف (دریچه های تاسیساتی و …) کیفیت اجزاء باید طوری باشد که هیچکدام از قطعات لق نباشد.

حداکثر شیب طولی در پیاده راه ۴ درصد می باشد .

کلیه چوبهای روباز در پیاده راه و مبادی ورودی آن می بایستی سرپوشیده شوند.

اجرای کف پیاده راه می بایست همواره و برای حرکت پیاده ، بالاخص بانوان ( با کفش پاشنه بلند ) راحت باشد.

پیش بینی تمهیدات لازم برای دسترسی معلولین به فضای پیاده راه الزامی است.

ایجاد نوارها و علائم بساوایی قابل تشخصیص برای نابینایان قبل از هر گونه اختلاف سطح ، یا محل اتصال به شبکه ، در پیاده راه الزامی است.

مضمون طراحی تجهیزات خیابانی بخشی از مضمون کلی طراحی شهری باشد، به شهر انسجام و وضوح می بخشد و مطلوب تر است.

بنابراین، عناصر تجهیزات خیابانی را نباید به صورت منفرد و مجزا مورد بررسی و مشاهده قرار داد، بلکه باید آنها را به عنوان بخشی از یک سیستم هماهنگ تجهیزات خیابانی نگریست که در آن همه اجزا بطور هماهنگ مورد توجه قرار می گیرند و ارتباط مناسبی با ساختمان های پیرامون خود برقرار می سازند. از این رو، حتی در طراحی کوچک ترین عناصر خیابانی ، نباید منظره کلی و فراگیر را فراموش کرد.

سنگ فروشی ( کف پوش)

مفهوم طراحی

منظور از طراحی سنگ فرش ها ، استفاده از مصالح و الگوهای روسازی برای آرایشی یک دست و هماهنگ است ، بطوری که تاثیر وحد بخشی در منظر خیابانی داشته باشد و هویت متمایز و شاخصی به شهر ببخشد. سنگ فرش یا پوشش کف همچنین ، می تواند حس پیوستگی میان سطوح مختلف را برقرار سازد.

مفهوم سنگ فرش

سنگ فرش را می توان هم به عنوان زمینه ای خنثی در نظر گرفت و هم برای جلب توجه مردم ، جنبه تزیینی بیشتری بدان بخشید. به وسیله سنگ فرش می توان کانون یا فضایی شاد آفرید و برای آستانه ای در فضای شهر نقشی همچون قالی پدید آورد.

برای این منظور باید مجموعه ای از مصالح و رنگ برگزیده شود تا ویژگی های مکانی را باز نماید . با استفاده از این مجموعه می توان مضامین متفاوتی برای هر ناحیه یا خیابان انتخاب کرد.

بافت سنگ فرش

بافت سنگ فرش ها باید با توجه به نوع رفت و آمد عابران پیاده تهیه شود.

سطوح نقش دار برای عابران پیاده بی حرکت، مثلا در محل استقرار نیمکت ها ،  همچنین مسیرهایی با رنگ های متفاوت برای هدایت  عابران پیاده در حال حرکت در طول مسیر مورد نظر است.

سطوح برجسته برای رمپ ها و اطراف آب نماها،نواحی خطرآفرین ( سکوهای ساحلی ، سکوی متر) که امکان لغزش را کاهش می دهند، مانند : مصالح دانه ای ، سطوح بتنی آج دار و یا سطوح دیگری از این دست.

سطوح موج دار برای کمک به نابینایان در حاشیه جدول هایی که ارتفاع آنها زیاد می شود. همچنین در گذرگاه عابران پیاده کاربری آن ضروری است.

سطوح ناهموار برای جلب توجه عابران پیاده ، یا کاستن سرعت اتومبیل ها . در اینجا می توان از سنگ فرش های ناهموار ، نظیر قلوه سنگ های رودخانه ای نیز استفاده کرد.

انواع بازارها در جدول ذیل خلاصه شده است .

ردیف تیپ بازار خصوصیات ویژگیها شکل و فرم کالبدی مثال
۱ بازار بین المللی مربوط به دوره هایی از تاریخ که روابط سیاسی و اقتصادی بین المللی توسعه یافته است می باشد. در محل شاهراههای اصلی و یا بنادر مهم بر سراههای تجاری دریایی قرار داشته اند. بازار کیش – قشم
۲ بازار ملی مبادلات تجاری داخلی کشورها در این بازارها بوده بر سر راههای کاروانسرا داخلی داشتند بازار کرمان بازار شیراز
۳ بازار منطقه ای حوزه نفوذ شان به یک منطقه محدود بوده وسعت آنها بستگی به تراکم روستاهای و آبادیهای مجاور دارد. بازارهای شمال ایران
۴ بازار محله ای حوزه نفوذ محدودتری داشته و فقط یک شهر را سرویس می دهند. مثل اغلب  بازارهای شهر استانهای کشور بازار شهرستان سبزوار و …..
۵ بازار دوره ای در شرایطی که تقاضای جمعیت روستایی به اندازه ای نباشد که بتواند بقای دکانداران دائمی را تضمین کند. بعنوان مرحله بینابین از اقتصاد معیشتی و مراکز تجاری دائمی وسعت و دوره زمانی این بازارها به نوع کالای مورد معامله و حجم معاملات و جمعیت بستگی دارد و در بعضی از شهرها یک روز معین از هر هفته اختصاص داشت. شنبه بازار ها و …
۶ بازارچه ها در مراکز محله ها برای تامین نیازهای روزمره و هفتگی اهالی محله شکل می گرفت وسعت هر بازار چه و تعداد دکانها آن بستگی به وسعت مجله داشت . فضای محله ها و بازارچه ها دو نوع دارد .  
۱- بصورت میدان کوچک
۲-بصورت رایگان که بخشی از معبر اصلی محله قرار داشت
مراکز تجاری محله ها
۷ بازارهای روستایی در برخی از روستاهای بزرگ و پرجمعیت که مردم بغیر از کشاورزی به تولید صنایع دستی نیز اشتغال داشته متشکل از چند دکان و کارگاه کوچک که پیرامون میدانچه روستا جای داشته و میدانچه مزبور هم ارتباط مستقیم و نزدیکی باراه اصلی و جاده داشته و عناصری  مانند فضاهای مذهبی و اجتماعی و گذران اوقات فراغت در ارتباط بوده  
۸ بازارهای شهری بازارهایی که دارای فضایی ساخته شده بود که در شهر های بزرگ به مرور زمان قالب و وضعیت امروزی را یافته است بازار در طول مسیری شکل می گرفت که از دروازه آغاز می شد دو به دنبال مسیل به مرکز شهر می رفت . بازار تهران بازار نیشابور
۹ بازار گاههای شهری در برخی از شهر ها فضایی ساخته شنده ، برای دادو ستد در نظر گرفته می شد که فروشندگان کالا برای عرضه کالا توسط دستفروشها و فروشندگان دوره گرد که در ایام معینی در آنجا مستقر می شدند بوده و محل عرضه کالاهایی که جای خاصی در بازارهای شهر نداشتند. دارای فضای کالبدی ساخته شده ای نیست و به محصولات ارزان قیمت مانند سبزیجات اختصاص دارد که هرکس زودتر در جایی قرار گیرد آنجا تا پایان روز به او تعلق می یابد بیشتر در کنار مراکز و راههای  پرجمعیت شکل می گیرد.  
۱۰ بازرچه های بین راهی در کنار کاروانسراهای بین راهی محلی که محل رفت و آمد کاروانهای بزرگ بوده بازارچه های بین راهی برای رفع نیازهای مسافران و بازرگانان ساخته می شد. کاروانسراهای زعفرانیه در نزدیکی سبزوار، کاروانسرای مهیار در ۴۰ کیلومتری اصفهان  
 
۱۱ بازار روز بازارهای دوره ای در محلهایی که بخاطر وضع جغرافیایی ، جمعیتها بطور پراکنده و با فاصله کم زندگی می کنند و این نوع پراکندگی باعث می شد که فاصله تا مراکز خرید بزرگ زیاد شود و در نتیجه مردم نتوانند به بازارهای سنتی مراجعه و خرید و فروش کنند ماند بازارهای دوره ای  
۱۲ بازار فصلی   محل عرصه ها فرآورده هایی که یکبار در سال تولید و در بازارهای فصلی ارائه شده اند مانند بعضی از فرآورده های دامی از قبیل روغن و پشم بازارهای مختلف  در فصل تابستان در شمال کشور
۱۳ بازار دائمی بازارهایی که با توجه به خواست و مراجعه همبستگی مشتریان بصورت ساخته شده در همه فصول و زمانها به فعالیت مشغول است از نظر کالبدی فضاهایی ساخته شده و مهیا برای فعالیتهای تجاری و تولیدی مختلف بازارهای ساخته شده شهری  
۱۴ بازار های نامنظم یا خودرو ارگانیک بدون طرح و نقشه قبلی و نقشه قبلی و بنابر ضروریات روزانه  مردم گسترش یافت هندسه پلان بازار هندسه تعریف شده ای نیست و نظام خاصی در پلان بازار مشاهده نمی شود با اینحال بازاردر روند شکل گیری خود بخودیش حاوی ارزشهای فرهنگی است بازارکاشان
۱۵ بازارهای منظم و از پیش طراحی شده بصورت مجموعه ای است که دارای فضاهای لازم شهری است و خود را با بافت قدیم تر بازار متصل می کند شکل گیری بازار از یک نظام هندسی پیروی می کند بازار گنجعلی خان کرمان بازار اصفهان
         
         
         
         
         
         
ردیف تیپ بازار خصوصیات ویژگیها شکل و فرم کالبدی مثال
۱۶ بازارهای یک بعدی و خطی بخاطر طول زیاد بازار که غالبا اتصال دهنده دو فضای شهری مهم است بصورت خطی مطرح می شود   بازار وکیل شیراز بازار کرمان
۱۷ بازارهای دو بعدی یا گسترده بازارهایی که دارای طول و عرض متناسب یکدیگر هستند و اینگونه بازارها عموما با طرح و نقشه قبلی پیاده شده   بازار تهران بازار اصفهان
۱۸ میدان های تجاری در شهرهای متوسط و بزرگ یک یا چند میدان وجود دارد که کارکرد اصلی آن تجاری بود برخی از این میدانها تنها به فرآورده یا کالایی معین اختصاص داشتند. این میدانها اغلب بنا فرآورده یا کالایی که در آنها فروخته می شد نامیده می شدند در میدان تجاری برون شهری که فاقد فضای ساخته شده بودند مانند میدان دام فعالیتها در فضای باز صورت می گرفت و در هر گروه در بخشی از فضای میدان متسقر می شد میدان میوه و تره بار و میدان بار
۱۹ بازارهای حاشیه خیابان ردیفی زمانیکه اکثر نیازهای مردم از مغازه های کنار خیابانهای اصلی تامین می شد بازارهای حاشیه خیابان پدید آمد ( بعد از ورد اتومبیل به زندگی روزمره ) مغازه هایی است در حاشیه معبر عابر پیاده که در تقاطع ها و خیابانهای مهم مرکزیت پیدا کرده حاشیه خیابان دانشگاه در مشهد
۲۰ پاساژها عناصر جدیدی از فضاهای تجاری که بصورت مجموعه ای از واحدهای تجاری در مکانهایی شکل گرفته  که عامل دسترسی به خدمات را برای مراجعین آسانتر می کند مکان استقرار این مجموعه ها اغلب در کنار میادین و تقاطع خیابانها و کنارگذرهای اصلی شهر بوده که محل تجمع و تراکم جمعیت است پاساژ قسطنطنیه مشهد
۲۱ بازارهای مجتمع بازارها را بجای اینکه بصورت یک عنصر خطی ببینند با همان مشخصات بصورت حجمی دیند. بعلت کمبود فضا و دسترسی بهتر مراجعین به خرید بازارها بجای مغازه های ردیفی بصورت تجمعی از اصناف در طبقات مختلف در آمد زیست خاور مشهد

فلسفه روش:

همینطور که از موضوع این کار پیداست، دو عبارت راسته بازار و فضای شهری توجه را به خود جلب می کند که عبارت از آن یعنی تاثیر عملکرد تکلیف در عبارت قبل را نسبت به هم و برای ما مشخص می کند. در نتیجه موضوع      از دو قسمت و در دسته بندی دقیقتر از سه قسمت قبل تشیکل شده است.

این مطلب را هم ببینید
جزوه درک عمومی معماری علی عسگری

اشاره به موضوع نشان دادن تقسیم بندی آن هنگامی که به بررسی موضوعی بر موضوعات دیگر می پردازیم، از آن جایی که هر عامل بر عاملی دیگر که خود بر هزاران عامل دیگر تاثیر گذار است. از سوی دیگر و به دلیل محدودیت زمان، مکان و منابع، بررسی تحلیل هر یک از عوامل را منعکس می نماید. در نتیجه این کار برای انسجام و چارچوب بخشیدن به روند کار تا رسیدن به سطح مد نظر توجه شده است که:

نه فقط از طریق موضوعی به بررسی تاثیرات دو جانبه بازار و فضای شهری پرداخته شود، بلکه ویژگیهای اصلی هر یک از این دو را از دیده گذرانده و به دلیل محدودیت های ذکر شده که نمی توان از آن چشم پوشی کرد، از پرداختن به شاخه های فرعی پرهیز و یا فقط به اشاره آن بسنده شود و در نهایت اصل موضوع را به روابط پر رنگ تر میان بازار و فضای شهری اختصاص داده شود.

روش کار:

در منطقه مورد مطالعه جهت نظم دهی و تنظیم اطلاعات و همچنین تجزیه و تحلیل دقیقتر از یک سو و از سوی دیگر نیاز به انواع نقشه ها در مقیاس های متنوع، مقیاس بررسی ها در سلسله مراتبی به صورت زیر تعریف شده است:

۱ – محدوده فراگیر ۲ – محدوده بلافصل ۳ – حوزه مداخله

نقشه زیر موقعیت مکانی حوزه را مشخص می کند.

فضای شهری می بایستی توسط یک نهاد عمومی اداره شود تا در جهت منافع عمومی و جامعه مدنی اداره و نیازهای آن تامین شود. (۱۰۹: ۱۹۷۲ Lynch,)

«بنابراین شرط اساسی برای اینکه یک فضای عمومی، فضای شهری تلقی شود این است که در آن تعامل و تقابل اجتماعی صورت گیرد. پس آن دسته از نرم فضاها و سخت فضاها که بستر تعامل اجتماعی نیستند فضای شهری نامیده نمی شوند.

منظور از نرم فضاها آن دسته از فضاها آن دسته از فضاهایی هستند که دارای بدنه هایی کاملاً مصنوع می باشند و با ساختمان محصور شده اند.» (پاکزاد: ۱۳۸۴ : ۴)

«فضای شهری مصنوعی است سازمان یافته، آراسته و واجد نظم به صورت بستری برای فعالیت ها و رفتارهای انسانی، انسانی جزئی از فضا است و با ارزش ها و هنجارهای خود به این فضا معنا می بخشد» (قبلی …)

به این ترتیب گزینه های متفاوتی برای انتخاب در اختیار فرد قرار داده و به او اجازه می دهند در راستای تمایل خویش تا تحمل حداقل فشارهای اجتماعی و اقتصادی گام بردارد. (۱۰۸: ۱۹۷۲، Lynch)

«فضای شهری جزئی لاینفک از ساخت (اصلی) شهری و از دو عنصر اساسی میدان و خیابان تشکیل می گردد. فضای شهری به ترکیبی اطلاق می شود که از فعالیت ها به بناهای فرهنگی، اجتماعی، اداری، تجاری و مانند آن و عناصر و اجزای شهری به صورتی آراسته، هماهنگ و واجد نظم و با طبع با ارزش های بصری سازمان یافته شد». (توسلی: ۱۳۷۹: ۶)

زوکر اعتقاد دارد که فضای شهری ساختاری است سازمان یافته و آراسته و واجد نظم به صورت کالبدی بر فعالیتهای انسانی و بر قواعد معین و روشنی استوار است که عبارتند از: ارتباط بین شکل بدنه ساختمان ها محصور کننده، همشکل و یکدست یا متنوع بودن آنها، ابعاد مطلق این بدنه ها نسبت به پهنا و درازی فضایی که در میان گرفته شده، زوایه گذرگاها یا خیابان هایی که به فضا می رسند و سرانجام موقعیت عناصر سه بعدی که می توان بر آنها تاکید کرد. (توسلی، ۱۳۷۱: ۳۳).

امروزه در تمامی سکونتگاه های شهری ایران که نام «شهر» بر قامت آنان سنگینی می کند معابر بر گذرگاههای عابران را سمبل «شهریت» می دانند، حاشیه خیابان در تصور ذهنی شهروندان مکانی برای خرید و بازدید از ویترین و ملاقات با دوستان و آشنایان است، از این جهت بهترین ظرف زندگی جمعی انسانی شهری است.

حتی اگر در کاکرد گذرگاه بودن خیابان دقت کنیم این تحرک فرافردی است چرا که فرد از مکانی به مکان دیگر می رود و حتی اگر فرض کنیم خیابان صرفاً یک معبر باشد، این معبر عامل اتصال دو فضای متفاوت است، پس در هر حال خیابان محل بروز تفاوت ها و تغایرهاست. بسیاری الگوهای رفتاری، سلیقه ای (مثلاً مد) و گرایش ها تحت تاثیر برخورد با چهره های ناشناس خیابان باشد، نمی توان تلاش آدمی برای یافتن جایگاه خود در جامعه را نادیده انگاشت.

پس خیابان به عنوان اصلی ترین فضای عرصه جمعی یک شهر حاوی معنایی غیر کالبدی هم هست و می توان آن را یکی از اصلی ترین و پرکارکردترین فضاهای شهری دانست که بسیار حائز اهمیت بوده و برنامه ریزی خاص برای سامان دهی به چهره مغشوش شهری امروزی اش را می طلبد.

خیابان به صورت کانالی برای حرکت اتومبیل با مفاهیمی که این مکان به عنوان فضاهای شهری می تواند داشته باشد به توافق ندارد. ارزش های بصری خیابانی که فقط برای عبور و مرور اتومبیل در نظر گرفته شده با خیابانی که به سواره و پیاده رو و یا صرفاً پیاده تعلق دارد متفاوت است و در مرحله طراحی باید به آن توجه کرد. امروزه مراد از مهندسی ترافیک از خیابان بیشتر مشکلات حرکت اصلاح می شود و مسئله حرکت پیاده فرعی ست و این تنها یکی از مسائل خیابان در شهرهای ایران است (توسلی، ۱۳۷۱: ۱۵).

«به طور کلی آگاهی از فضای منوط به فعالیت مغز نیست بلکه کلیه حواس و عواطف انسانی در بین آن دخالت دارند و برای ادای دین به تمام و کمال باید خود انسان به تمامی در آن درگیر شود». (بیکن، ۱۳۷۶: ۱۵). اما در خصوص ساختمان بصری فضای شهری و خیابان به طور خاص، باید ابزاری را به کار گرفت تا مطلوبیت فضایی کافی را جهت استفاده کنندگان از آن فضا با در نظر گرفتن سایر اهداف ایجاد کند.

انواع فضاهای شهری

چنانکه قبلاً نیز ذکر شد فضاهای شهری آن دسته از فضاهای باز عمومی موجود در شهر هستند که بستر تعاملات اجتماعی می باشند.

با این وصف دسته ای از فضاهای شهر شامل فضاهای سرپوشیده و عرصه های باز خصوصی مانند حیاط خانه ها و فضاهایی بین بلوک های ساختمانی بدون کمترین تامل از انواع فضاهای شهری حذف می شوند. شاخصی که نیاز به تعلق بیشتر برای ارزیابی شهری بودن یا نبودن یک فضای عمومی دارد وجود تعاملات اجتماعی در آن است.

با دقیق شدن در این شاخص پی می بریم که فضاهایی نظیر پارک ها و باغ های عمومی نیز در یک دسته فضاهای شهری نمی گنجند، هر چند باز و عمومی هستند. زیرا اکثر شهروندان برای خلوت کردن با خود یا یک جمع کوچک خانواده شان به این فضاها پناه می برند و تمایلی به برقراری ارتباطات اجتماعی با سایرین ندارند. آنچه به عنوان فضای شهری در عرصه عمومی شهرهای ما باقی می ماند به پنج دسته کلی تقسیم میی شود:

ورودی:

ورودی اولین مکانی است که با حضور در آن خصوصیات کلی فضا، آداب ورود، حد خصوصی و عمومی بودن و سایر ویژگی های فضا کشف می شود. ورودی بیش از هر چیز، مفصلی برای اتصال دو مکان است و نه تیغه ای برای تفکیک آنها. لذا فضایی است که می تواند وقایع مختلف را در خود جای دهد. تقریباً هیچ فضایی را نمی توان سراغ کرد که فاقد ورودی یا بی نیاز از آن باشد.

میدان

میادین از اثر گذارترین فضاهای شهری در ذهنیت شهروندان است تا حدی که معمولاً ساکنان یک شهر، مناطق مختلف شهرشان را توسط میادین آن از هم باز می شناسند و ساده ترین راه دادن نشانی به یک غریبه را راهنمایی وی از طریق میادین به عنوان نقاط شاخص شهری می دانند. از این جهت است که در تصویر ذهنی شهروندان انواع میادین، در شهر، حکم گره های پررنگی را دارند.

در این میان عناصر دیگری نیز وجود دارند که به لحاظ گره بودن با میادین در یک دسته قرار می گیرند ولی تفاوت ماهوی با آنها دارند.

این عناصر فلکه ها هستند.

باید میان آنها با میادین تفاوت قائل شد.

مسیر

مسیرها در ذهن شهروندان نه تنها خطوطی هستند که ارتباط و اتصال نقاط مختلف شهر را مسیر می سازند، بلکه فضاهایی را تصویر می کنند که به صورت روزمره بیشترین حیات جمعی را در خود جای می دهند.

بر این مبنا دیگر نمی توان آنها را معبر یعنی محل عبور لقب داد. این فضاها مسیرهایی هستند که در ذهن شهروندان با حال و هواها و وقایع مختلف عجین شده اند.

البته در این طیف وسیع دسته ای از مسیرها ظاهر می شوند که در شهرهای بزرگ امروز رواج بسیار یافته اند و به عنوان بزرگراه از آنها یاد می شود. این فضاها گر چه بستر تعاملات اجتماعی نیستند ولی معبر صرف نیز نبوده و به دلایل مختلف نیاز به برقراری تعامل با محیط در آنها احساس می شود. لذا طرف توجه طراحی فضاهای شهری قرار می گیرند.

ساحل و کناره

هر جا آب به نحوی در شهر امکان تجلی یابد، همواره نقش بازی در جذب مردم همان شهر یا مسافرین ایجاب می کند. این تجلی معمولا به صورت رودی است که از میان شهر می گذرد و یا دریا، دریاچه یا خلیجی که در مجاورت شهر گسترده شده است. هر یک از این دو حالت تاثیر بسزایی در چهره بسیاری از شهرهای مهم دنیا داشته است. بطوریکه لبه آب در تصویر ذهنی شهروندان یا مسافرین از آن شهر به عنوان عنصری شاخص، نقش کلید ایفا نموده است.

پله

در شهرهایی که بستر آنها ناهموار و دارای پستی و بلندی است، امکان ظهور دسته ای دیگر از فضاهای شهری یعنی پله ها نیز فراهم می باشد. مقصود از پله در واقع، مکانی است که می تواند انواع اتفاقات و روابط اجتماعی را نه تنها در خود جای دهد، بلکه انگیزه ای برای وقوع آنها ایجاد کند. از آنجایی که طی کردن پله ها فقط توسط عابر پیاده مسیر است، با توجه به نمونه های موجود در گذشته و حال طراحی هوشمندانه پله ها می تواند آنها را به فضاهای شهری تبدیل کند و از حالت یک عنصر صرفاً کالبدی خارج سازد.

کف

کاربردهایی نظیر سطح زمین دارد. سطح کف عنصر محدود کننده زیرین فضا و معمولاً افقی است و می تواند یکدست یا پله پله باشد ولی بهر حال امکانات تغییر در آن نسبتاً محدود است. ارتباطی که بین کف فضاهای مختلف یک مجموعه وجود دارد تاثیر بسزایی بر شخصیت کل مجموعه فضاها دارد.

معمولاًٌ کف در یک تراز ساخته می شود. این عنصر مشترک در فضاهای مختلف، عامل ارتباط تک تک فضاهاست. در فضاهای شهری اختلاف سطحهای زیاد در کف باعث عدم توانایی و کارکرد قوی فضای شهری می شود چون شهروندان در طی حرکت در فضاهای شهری مسیرها و سطوح سهل الوصول را ترجیح می دهند. از جمله کارکردهای کف می توان به نشان دادن حدود مالکیت در فضاها، عاملی هشدار دهنده و یا در برخی مواقع نمایاندن یک تغییر یا اتفاق اشاره کرد. (۹۱: ۱۹۹۵، Moughtin).

کف به تنهایی نیز می تواند تعریف کننده یک فضا باشد. فرم، رنگ، شکل و بافت سطح کف، تغیر بافت و یا تغییر جنس کف، تعیین کننده شدت تعریف حدود یک فضا توسط آن سطح و شدت ایجاد یک زمینه بصری در مقابل سایر عناصر در فضا برای اینکه بتواند دیده شود، می باشد. همچنین بافت و وزن مخصوص مصالح کف بر چگونگی عبور بر آن اثر می گذارد.

پوشش کف علاوه بر همه ویژگی های فوق می تواند نرم (ماسه، مصالح طبیعی و چمن) یا سخت (سنگ، آسفالت و موزاییک) باشد که هر کدام از حالات فوق در نحوه ارتباط شهروندان با فضا و رفتار آنان موثر است. کف نرم، طبیعت را به نوعی وارد محیط مصنوع می کند در حالیکه کارکرد اصلی نواحی مفورش با کف سخت فراهم آوردن یک سطح سخت و خشک و غیر لغزنده است که بار ترافیک سواره و پیاده را بدون فرسوده شدن تحمل کند.(۹۱-۸۹: ۱۹۹۵، Mouthing)

تداخل الگوهای کف که بین حرکت و سکون در تلاطم هستند می تواند به عنوان عاملی که به فضای شهری ضرباهنگ، مقیاس و هماهنگی می بخشد، طراحی می گردد. (۹۴: ۱۹۹۵، Mouthing).

بدنه

بدنه ها عناصر عمودی محدودکننده فضا هستند، نحوه ترکیب سطوح عمودی بدنه ها با بازشوها و سایر عوامل موجود در آن، میزان جسیم بودن بدنه های تحدید کننده را معین خواهند کرد. بدنه ها می توانند صلب یا نرم، شفاف یا کدر، یکنواخت یا متنوع باشند، در بسیاری از فضاهای شهری عناصر عمودی تعریف کننده فضا شامل درختان، ردیف ها و ردیف ستونها نیز می باشند.

فضا اثری بیش از عناصر فیزیکی ای دارد که آن را تعریف کرده اند، اما کیفیت آن تابع عناصر متشکله ان و ارتباط این عناصر با هم است. عوامل موثر در شکل و حالت و فرم بدنه ها و نهایتاً شخصیت منتج شده از آنان عبارت است از: ابعاد بدنه، موقعیت بدنه، جنس، بافت سطوح، رنگ، بازشوها و گشایش و خلل و فرجهای داخل آن. در موقعیت شهری، بناهایی که بدنه ها را تشکیل می دهند، خیابانها و فضاهای شهری ای چون، بازارها، میادین و معابر را تعریف می کنند.

سقف

سقف دومین عنصر افقی محدود کننده فضاست. امروزه امکانات زیادی از لحاظ تکنولوژی در نوع سقف یا کوه پوشش بالایی فضا وجود دارد. فرم پوشش سقف می تواند تاثیری کاملاً تعیین کننده در شخصیت کلی فضا داشته باشد.

فضاهای شهری باز سقف ندارند و آسمان نقش سقف را برای این فضاها ایفاء می کند. در برخی موارد آنچه که از آن به عنوان سقف یاد می شود بسیار نرم و تغییر پذیر است. بعنوان مثال تداوم بصری کنسول ها و پیش آمدگی ها در فضا و یا چتر درختان، که این مورد اخیر با تغییرات فصلی و تاثیرات طبیعی اش ویژگیهای پویا و متغیری را در ساعات و زمانهای متفاوت به فضا می دهد.

در مقایسه با سطح و کف و بدنه که با آن تماس فیزیکی داریم، سطح سقف معمولاً از ما فاصله بیشتری دارد و اغلب یک پدیده کاملاً بصری در فضا می باشد. بالا یا پائین آمدن سقف مقیاس فضا را عوض می کند، سقف را می توان به قسمتی از کاربرد که تاثیر در فضا نداشته باشد یا اثر کمتری داشته باشد.

اجزاء مستقر در فضا

این عناصر در داخل فضا قرار داشته و بخشی از فضا را اشغال می کند. آنها جزئی از بدنه، کف یا سقف نیستند ولی به لحاظ موقعیت، ابعاد، تناسبات رنگ فرم، شکل و حالت در فضا تاثیر گذار می باشند (عناصری مانند درختان، نیمکت، آب نما) این عناصر در دو دسته خلاصه می شوند: اثاثه شهری و عناصر سبز.

اثاثه شهری:

آندسته از عناصرند که برای جوابگویی به نیاز افراد استفاده کننده از فضا به آن اضافه شده اند. به واقع کلیه عناصری که در فضاهای شهری در جهت افزایش میزان ایمنی و سطح آسایش و یا برای زیبایی محیط نصب یا ساخته می شوند، اثاثه شهری نامیده می شوند. آنها می توانند به صورت متحرک یا نیمه متحرک، کاربردی یا تزئینی، دائمی یا فصلی در فضای شهری در اختیار شهروندان قرار گیرند.

اثاثه شهری جزء لایفنک محیط شهری بوده و هویت و شناخت کامل فضا را امکان پذیر می سازند. از دیگر وظایف مبلمان شهری، تعیین جهت، ارائه اطلاعات به شهروندان (تابلوهای اطلاع رسانی). ارائه مقررات (تابلوهای راهنمایی و رانندگی)، توزیع یا جمع آوری کالا و محصولات (صندوق پست، دکه روزنامه فروشی و …)، حفاظت (نرده، طارمی، حصار)، استراحت یا پناهگاه (نیمکت یا سایه بان)، بازی کودکان، روشنایی، تندیس ها و نقش ها و … می باشند.

عناصر اثاثه شهری عبارتند از: نیمکت، سکو، سایبان، سرپناه، اتوبوس، حصار، دیوار، نرده، مانع، چراغ ها، آب نما، فواره، صندوق پستی، باجه تلفن، وسایل بازی، توالت، مجسمه، تابلو رانندگی، تابلو تبلیغات، تابلو مغازه، ساعت، میل پرچم، فضای پیرامون درخت، جدول، ستون، آب خوری، دکه فروش و نگبانی، …

پوشش گیاهی

این عناصر به لحاظ ویژگیهای طبیعی شان دارای فرم، رنگ تناسبات و ابعاد متغیری می باشند، بهمین دلیل در شمار اثاثه شهری بحساب نمی آیند. این عصار رشد یابنده و تغییر پذیر بوده و به همین جهت در زمانهای مختلف تاثیرات متنوعی روی فضا داشته و باعث غنای فضا می شوند. مثلاً در پاییز خزان درختان رنگ متفاوتی به فضا می بخشد و یا در دراز مدت درختان تنومندتر و نهایتاً پیر و کهنسال می شوند. همچنین عناصر طبیعی خلاء طبیعت در محیطهای مصنوع را پر می کنند. این عناصر در فضای شهری می توانند به صورت مسیر سبز (پوشش گیاهی نواری)، سطح سبز

(باغچه ها) و نقاط سبز (تک درختان) دیده شوند. این عناصر شامل درختان و درختچه ها، بوته ها، چمن، گل گیاهان رونده و … می شوند.

فایل word

Related Posts

نتیجه‌ای پیدا نشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست