دانلود نقشه های معماری،مستند معماری،دانلود جزوه کارشناسی ارشد معماری ،نقشه های معماری،دانلود پروژه معماری،اسکیس راندو ،آموزش اسکیس ،فتوشاپ در معماری،کارشناسی ارشد معماری،نرم افزار های معماری،طراحی داخلی
امروز جمعه 04 خرداد 1397

تحقیق در مورد تخت جمشید

كد خبر    :  745
نويسنده  :  مدير
تاريخ خبر :  1393/04/03 - 23:54:18
تحقیق در مورد تخت جمشید تخت جمشید

مقدمه

ایران بزرگ با داشتن سابقه ای چند هزار ساله، یکی از اولین و مهم ترین مراکز تمدن ساز جهان به شمار می رود . مردمان این سرزمین از تاثیر گذارترین انسان های کره ی خاکی خاکی هستند که در طول تاریخ با سربلندی ، افتخار و حماسه سازی زیسته اند و از خود یادگارهای فراوانی به جا گذاشته اند . به همبن خاطر میان گذشته ، حال و آینده ی این مردم و این سرزمین به صورت مستمر یک ارتباط فرهنگی وجود داشته و خواهد داشت .

 Takhtejamshid مقاله ای کامل در مورد تخت جمشید

بی شک در میان یادگارهای گذشتگان “تخت جمشید” چون نگینی در میان حلقه ی میراث فرهنگی این سرزمین کهن می درخشد . از تخت جمشید سخن بسیار گفته شده و نوشته های زیادی به تحریر در آمده و خواهد آمد که ارزش هنری ، معماری ، تاریخی ، فرهنگی و ….آن را در چشم مردمان پدیدار نموده و خواهد نمود .

مجموعه کاخهای زیبای تخت جمشید با بیش از ۲۵۰۰ سال قدمت ، بدون تردید از لحاظ کمیت و کیفیت هنری و معماری بخصوص صنعت پیکر تراشی و حجازی از مهمترین آثار و محوطه های تاریخی ایران ، بلکه جهان به شمار می آید . تخت جمشید را با بیش از ۳۰۰۰ نقش ، می توان محصول مشترک هنرمندانی با اندیشه های مختلف دانست که به قول ظریفی شاید اولین بار در تاریخ بشر ، ذوق سرشار و بیکران و اراده استوار آنها در این نقطه از جهان به هم رسیده و مجموعه بی همتایی را به منصه ظهور رساندند که امروز پایه و بنیان هنر و معماری هخامنشی نامیده می شود  تحقیقات و بررسیهایی که توسط مستشرقین خارجی مانند هر تسفلد ، اریک اشمیت ، ژوزف و آن بریت تیلیا بر روی این محوطه باستانی صورت پذیرفته ، با توجه به وسعت ، محیط ، هنر و معماری ، از گستردگی روشها و سبکها و شیوه های بکار رفته ، موضوعات مختلف بر خوردار است .

هر چند توجه بر روی هزاران نقوش اعم از پادشاهان ، بزرگان و شخصیتهای سیاسی ، افسران ، سربازان ، نمایندگان کشورها ، نقوش کنگره ها ، گلهای لوتوس و نقوش حیوانات در تمامی این تحقیقات مشترک است ، ظاهرا نقش های یکسانی که اغلب تکراری به نظر می رسند ، شناسایی حجارا را مشکل می نمود لیکن با دقت در علامتهای حجاران ، آنها را با توجه به علامت مخصوص به خود به گروه های مختلف تقسیم کرده و سپس به تکنیکهای طراحی و ترکیب حجاریهای برجسته می پردازیم .

هدف کلی من از این تحقیق آشنایی بیشتر با نقوش برجسته تخت جمشید و همچنین هنرهای آن دوران یعنی در واقع آشنایی با هنرهای اجدادمان است .

باشد که این تحقیق ، علاقه مندی و آشنایی لازم را برای ادامه بررسی و شناخت هنر به صورتی دقیق تر و همه جانبه تر در سالهای آینده موجب شود .

ترتیب ساخت بخشهای مختلف تخت جمشید :

الف ) زیر پایه ( صفه )

با کارشناسی هایی که به عمل آمد ، دامنه ی کوه مهر ، محل مناسبی برای ایجاد مجموعه در نظر گرفته شد . شاید تقدس و انتساب این کوه به مهر که ایزد دوستی ، پیمان و نگهبان یربازان و لشکریان کشور بود باعث این انتخاب شده باشد . از طرفی مکان انتخابی ، مشرف بر یک دشت حاصلخیز بود که آبادی های بسیاری در آن قرار داشت و شهری که در لوحه های گلی از آن به نام ( خود ایتشیه ) نام برده شده و ظاهرا شهری بزرگ بوده در نزدیکی آن قرار داشته است که از آن به عنوان محل تدارکات اولیه و تامین مایحتاج ضروری کارگران استفاده شده است . شاید این شهرهمان استخر باشد که در ۶ کیلومتری شمال تخت جمشید شهری بزرگ و آباده بوده و امروزه آثار ویرانه های آن در منظر دیدگان ما قرار دارد .

برای آماده سازی سطح صاف و هموار مورد لزوم جهت ایجاد تاسیسات ، قطعه زمینی به پهنای ۳۰۰ متر و درازای ۴۵۵ متر در نظر گرفته شد و با قرار دادن سنگ های بزرگ بر روی هم محوطه ی لازم آماده شد . این محوطه در ناحیه ی شرقی خود در دامنه ی کوه بود ، اما در ناحیه ی غربی و جنوبی ، دیوارهای عظیمی را تشکیل داد که در بخشی از آن بلندای دیوار به ۱۵ متر رسید .

در ناحیه ی شمالی زمین به صورت تپه ماهور بود و بالا آوردن دیوارها به جهت هم سطح کردن صفه کمتر از ناحیه ی غربی و جنوبی زحمت داشت . به هر صورت پایه ی لازم برای ساخت بنا در سطحی به وسعت حدود ۱۳ هکتار آماده شد .

داریوش در کتیبه ی عیلامی دیوار جنوبی صفه اشاره می کند که این صفه به فرمان او ساخته شده است . این کتیبه در کنار مکان اولیه ی پلکان ورودی در سمت جنوبی مجموعه نوشته شد . با آماده شدن صُفه ، ساخت آپادانا و خزانه ( ؟ ) آغاز شد .

ب ) آپادانا

اساس نقشه ی آپادانا همان نقشه ی کاخ کوروش بزرگ در پاسارگاد است ….با این تفاوت که در تخت جمشید ستون ایوان تالارها که در پاسارگاد تنها یک سوم ارتفاع کل بنا بود ، به بلندای تمام بنا ساخته شد . به این ترتیب در شرق و غرب صفه ، ایوان های باشکوه و تشریفاتی پدید آمد که به نمای اصلی تبدیل شد .

در تصویر صفحه ی بعد اختلاف ابعاد آپادانا و تچر آشکار است ؛ چرا که تچر به مراتب کوچک تر از آپادانا ست . این امر کاملا توجیه پذیر است ؛ زیرا کاخ تچر محل زندگی و شاید دفتر کار داریوش بوده اما آپادانا مکان پذیرش مردم و پذیرائی از میهمانان بزرگ بوده است .

هدف از ساخت تخت جمشید نشان دادن شکوه و عظمت امپراطوری بزرگ و مقتدر داریوش بود ؛ به نحوی که بازدید کنندگان هم متوجه نکته ی فوق باشند و هم اهمیت و موقعیت پارس را در یابند . بنابراین آپادانا که محل اصلی پذیرش میهمانان بود باید از هر نظر باشکوه میشد تا همه ی بازدید کنندگان را کاملا تحت تاثیر قرار دهد. با استفاده و به کارگیری متخصصان و هنرمندان اقوام مختلف سعی بر آن بود که بنای جدید علاوه بر آن که هم از نظر فنی و معماری و هم از دیدگاه زیبا شناسی دارای مبانی اساسی باشد, از جایی نیز تقلید نشود بلکه سبک جدیدی را عرضه نماید تا از این نظر نیز ایرانیان در رده ی هنری خود دارای شیوه های جدید و حرکت های نو باشند. و چنین شد؛ زیرا تخت جمشید در عین آنکه با استفاده از هنرمندان و متخصصین کشورهای مختلف از هنر و شیوه های هنری و معماری آنان استفاده کرد اما امروزه همه می دانیم که به تایید نظر جمیع اندیشمندان ، یک بنای تقلیدی نیست و خود دارای سبک و شیوه ی جدیدی است که اصتلاحا آن را ( هنر ایرانی ) می نامند.

  مکان ساخت آپادانا در مرکز ضلع غربی صفه انتخاب شد. این کار بر اساس نقشه ی قبلب صورت گرفته است. انتخاب این محل کاملا منطقی است؛ زیرا تخت جمشید در این ناحیه ، مشرف به دشت سر سبز و حاصلخیزی است که جاده ی شوش در آن سمت قرار دارد و حتی جاده ی شهر استخر که در شمال تخت جمشید قرار دارد به علت وجود دنباله ی کوه مهر در قسمتی به سمت غرب می رفت و سپس از آن سمت به سوی تخت جمشید می آمد. بنابراین نمای اصلی آپادانا به سمت غرب بود و مسافرانی که از این سمت به سوی تخت جمشید حرکت می کردند حتی از فاصله ی چند کیلومتری ، چشم انداز آپادانا را می دیده اند. امروزه هم ستون های باقی مانده از آن از فاصله ی چند کیلومتری برای رهگذران و مسافران قابل رویت است.

در نقشه ی آپادانا یک تالار اصلی و دو ایوان در سمت غربی و شرقی وجود داشت که ورودی تالار از سمت ایوان شرقی بود. البته با توجه به کرسسی بلند آپادانا ، در سمت شمال و جنوب نیز دو ایوان وجود داشت که به صورت بالکن استفاده می شده است. تالار اصلی دارای ۳۶ ستون بود ( ۶ردیف ۶ستونه ) ، و دو ایوان غربی و شرقی نیز هر کدام دارای ۱۲ ستون بودند ( ۲ردیف ۶ستونه ) . از ایوان های سمت شمال و جنوب هم به عنوان نورگیر استفاده می شد. بلندی ستون ها ی تالار ایوان حدود ۲۰ متر بود و جملگی آنها دارای شیارهای پیرامونی هستند.

از آنجایی که تخت جمشید بنایی بود که برای نمایش شکوه و عظمت یک امپراطوری بزرگ ساخته می شد بنابراین بایستی هر چیز در آن نمادی از بزرگی باشد ، به همین دلیل بنای ساختمان آپادانا ، نمای بیرونی و هم چنین تزئینات داخلی آن طوری ساخته و پرداخته شد که کاملا تاثیر گذار باشد . ستون های بلند با سر ستون های سر گاو در ایوان غربی و تالار اصلی و هم چنین ایوان شمالی که بعد از آن به مجموعه اضافه شد و نیز سر ستون های سر شیر در ایوان شرقی با تیرک های پشت آن ها و سقف چوبی رنگین روی آن و هم چنین پرده های آویز رنگارنگ ، کاشی های رنگی و سنگی کف ، جملگی بیننده را در برابر یک شکوه و عظمت برتر خاضع می نمود .

دیباچه

نقش بر جسته های تخت جمشید :

نقوش بر جسته ای که کاخهای تخت جمشید را آراسته است از با اهمیت ترین آثار باستانی به شمار می آید ، که تا زمان حال بر جای مانده است .

داریوش اول ( ۴۸۶ – ۵۵۲ ق م ) موجد طراحی کاخهای اصلی تخت جمشید و آرامگاه خود و نقش رستم بوده است . کار ساختمانی در طول سلطنت پسر او خشایار اول ( ۴۶۵ – ۴۸۶ ق م ) ادامه یافت ، لیکن صرفنظر از بعضی تغییرات و تجدید ساختمانها در دوران اردشیر سوم ( ۳۳۸ – ۸/۳۵۹ ق م ) و سایر پادشاهان هخامنشی با آنکه آرامگاه های خود در نقش رستم و مشرف بر صفحه تخت جمشید بنا کردند ، بر روی صفه هیچ ساختمانی نساختند ، کاخها و شهر تخت جمشید در ۳۳۰ ق م ، بدست اسکندر تخریب شد ، و از آن زمان تا شروع حفاریهای قرن اخیر وضعیت آنها تقریبا بدون تغییر باقی ماند . منطقه کاخ تخت جمشید به سه بخش تقسیم شده  است : سطح صفحه ( تخت جمشید ) که ساختمانهای اصلی روی آن قرار گرفته اند ، ساختمانهای واقع در دشت به طرف جنوب و غرب صفحه ، و سر انجام سراشیبی تپه بلند به طرف شرق صفه ، در حدود دوازده ساختمان بر روی صفه ساخته شده بود و بیشتر آنها به وسیله نقوش برجسته آرایش شده بودند ، نقوشی که روی سردرها ، پلکانها و چهارچوب درها و پنجره ها کنده شده بودند . زمینه اصلی این نقوش نشانگر تجلیل پادشاهان ایرانی است که در صحنه ها شاخص است .

سالم ترین نقوش بر جسته آنهایی هستند که در جبهه شرقی آپادانا و بر روی پلکانهای ساختمان مرکزی قرار گرفته اند ، هر دو قسمت زیر آوار دیوارهای خشتی فرو ریخته محفوظ مانده اند . نقوش بر جسته آپادانا عموما شاه را نشسته بر تخت نشان می دهند ، در حالی که در جلوی او بیست و سه هیات از مردم تحت حکومت ، مشغول تقدیم هدایای ارزشمند و فوق العاده هستند ، و در پشت سر شاه ردیف های نگهبانان ، اسبان ، ارابه ها ، و بزرگان دربار مستقر شده اند . بر روی پلکان ها و کنار دست اندازها تعداد زیادی سرباز پارسی صف کشیده اند . درجمع ، بیش از ۸۰۰ نقش بر روی جبهه شرقی آپادانا کنده شده است . همین صحنه ، که به صورت معکوس تراشیده شده است ، بر روی جبهه شمالی به چشم میخورد ، لیکن از آنجا که این جبهه در طول قرون در معرض عوارض جوی قرار داشته ، به صورت بدی فرسوده شده است . روی سر در پلکانهای شمالی ساختمان مرکزی ، نگهبانان در اندازه معمولی قد انسان دیده میشوند ، و در همین حال اشراف درباری در لباسهای پارسی یا مادی در حال بالا رفتن از پله ها هستند ، و در آن دست اندازها صفوف سربازان پارسی مستقر شده اند . در اینجا در حدود ۴۰۰ نقش برجسته وجود دارد . در بخش بیرونی پلکانهای جنوبی همان ساختمان کمانداران پارسی ، و در بخش درونی ، مستخدمین در پوشش پارسی و مادی مشاهده می شوند ، پلکانهای کاخهای خشایار شاه ، داریوش و اردشیر سوم با نقوش برجسته سربازان پارسی و مستخدمین آرایش شده است ، در حالی که پلکانهای غربی کاخ اردشیر اول با نقوش هیئتهای ملل تابع و مستخدمین آرایش یافته است .

بر روی چهار چوب درهای کاخ داریوش کاخ خشایار شاه ، حرم و ساختمان مرکزی ، شاه در زیر سایبانی دیده ی شود که مستخدمین درباری او را همراهی میکنند . بر روی دیگر آستانه های درها یک قهرمان شاهی با نوعی حیوان وحشی افسانه ای در حال تن به تن است ، و یا شاه بر تخت خویش جلوس کرده و تخت بر روی سکویی است که مردم امپراطوری پارس آن را حمل می کنند و یا اینکه سربازان امپراطوری به جای +مردم این کار را بر عهده دارند . بیش از ۳۰۰۰ نقش بر روی ساختمانها و مقبره های تخت جمشید ایجاد شده است .

فنون حجاران

ابزارها :

روشهای حکاکی را می توان به بهترین وجه بر روی بخشهای نا تمام نقوش بر جسته مشاهده کرد . در بعضی از موارد میتوانیم از روی علائم به جا گذاشته شده روی سنگ تعیین کنیم چه ابزاری و به چه ترتیبی در آن به کار رفته است . ابزارهای آهنی ، چه کلنگ و چکش ( با دسته افقی ) یا قلم سر تیز و اسکنه ( که با پتک چوبی به آن ضربه می زنند ) مورد استفاده قرار می گرفت .

هر یک از این دو گروه را می توان به ابزارهای سر تیز لبه دار و نوع دندانه دار از هر اندازه و وزنی تقسیم کرد . کلنگ سنگین برای سنگ تراشی و شکل دادن ابتدایی با توجه به اینکه تکه سنگی که بایستی بر داشته شود به چه اندازه است با ضربه عمودی و یا ضربه سریع و لب شکن مورد استفاده قرار می گرفت . مرحله بعدی احتمالا استفاده از قلم های تخت و پتک چوبی بوده است . برای تهیه یک سطح صاف معمولا از چکش لبه دار و به طور عمودی تر و شاید با گذشت زمان ، از چکش دندانه دار استفاده می شده است . پس از آن به طور پی در پی چکش های ظریف تر همراه با استفاده از قلم های لبه دار به کار می رفته است . در جزئیات از قلم ها و اسکنه های لبه دار تخت و باریک استفاده می شده است . آخرین مرحله صاف کردن سطوح به وسیله مواد ساینده از درجات مختلف و آب بوده ، و سرانجام برای زدودن خراش های باقی مانده ، از عمل سایش با مالیدن سنگ با همان درجه سختی یا سرب یا چرمی که احتمالا پوست کوسه بوده استفاده می شده پس از آن نقوش بر جسته رنگ می شدند .

در هر مرحله حجار یا بنا می توانست از انواع مختلف ابزارها سود ببرد : بسته به آموزش و استنباط شخص خود و همچنین اهمیت کاری که انجام می داد از قلم یا کلنگ ، ابزار لبه دار یا دندانه دار استفاده می کرد . علاوه بر این تشخیص علامت بجا گذاشته شده به وسیله یک کلنگ با آنچه که یک قلم بر جای می گذارد ، و تفاوت بین اثر چکش لبه دار از قلم درز صاف ، یا چکش دندانه دار از اسکنه دندانه دار مشکل است . هیچ گواهی برای کاربرد مغارهای گرد یا مغار ، اره ، سوهان تخت یا سوهان وجود ندارد . حفره های کوچک برای متصل کردن تزئینات فلزی و مجاری ریختن سرب مذاب به وسیله مته ساخته می شدند ، احتمالا مته های کمانی با استفاده از سر مته کوتاه و ساینده ، لیکن از تکنیک ( مته چرخان ) که در صنعت پیکره سازی یونان رواج کامل داشت استفاده ای به عمل نیامده است . از خراطی ، در معماری سنگ استفاده نشده است ، لیکن در کار چوب ، فلز کاره برای صنعت ساخت ظروف سنگی و مهره های استوانه ای از آن استفاده شده است . نشانه ای از سایر ابزارهایی که به وسیله حجاران و بنایان مورد استفاده قرار گرفته است باقی نمانده . یکی از این ابزارها همان گونیای بنایان است که مشتمل بر یک لبه صاف ، یک گوشه قائمه ، یک ترازو و یک شاقول است گونیا و تراز میتوانند از هم جدا باشند . علاوه بر اینها اندازه های نخی ، خط کش های چوبی ، پرگار تقسیم برای کشیدن دایره ، ریسمان  و رنگ مورد استفاده قرار گرفته است .به منظور وارسی و بازدید قالب ها برای تراشیدن نقوش برجسته از شابلونهای چوبی پیش ساخته استفاده می شده است .

ترتیب تراش نقوش برجسته :

روشن ترین گواه در مراحلی که بخش های مختلف نقوش حجاری شده اند ، بر روی نرده های قسمت های مرکزی جبهه شرقی آپادانا یافت میشود . این بخش های مرکزی بعدا به آپادانا افزوده شدند ، شاید اجرای آنها در دوران سلطنت اردشیر اول بوده است ، ولی هرگز پایان نیافتند . بر روی جبهه داخلی بالکن ، ۲۸ نگهبان پارسی در اشکال مختلف مراحل کار نشان داده شده اند .جزئیات مربوط به ۲۸ سپر دار و اولین کماندار در بالای پلکانهای شمال شرقی ، نقشی که در همان زمان حکاکی شده است ، با بررسی نمودار دو واقعیت به فوریت جلوه گر می شود : اول اینکه بعضی از نقوش تقریبا کامل هستند و دوم بیشتر نقوش از نظر بعضی جزئیات کامل شده اند ، در حالی که دیگر نقوش کمتر کامل هستند . روشن است که ترتیب خاصی برای حکاکی بخش های مختلف نقوش وجود نداشته است . بعضی اوقات در حالی که اندام نقش به طور کامل حکاکی شده قسمت سر آن نتراشیده باقی مانده و گاهی باالعکس .

نقاشی و ترصیع :

وقتی هر تسفلد نقوش برجسته آپادانا و ساختمان مرکزی را از زیر خاک بیرون آورد اثرات بسیاری را از رنگهایی که به آن چسبیده بود یافت ، لیکن متاسفانه جزئیات زیادی از آن را ثبت نکرد . امروزه آثاری از آن رنگها هنوز باقی مانده است ، به ویژه روی نقوش برجسته های تالار صد ستون ، جایی که نقش اهورا و سکوبهای نشیمنگاه مربوط به تخت سلطنتی رنگ اصلی خود را حفظ کرده اند . در محل های دیگر رنگ قرمز بر روی بعضی از لبها ، پره های بینی و چشمان نگهبانان پارسی در ایوان سر پوشیده ساختمان مرکزی ، در دهان و پره های بینی نقوش سر ستونها ، در پره های بینی قهرمانان در نقوش بر جسته آپادانا و روی نقش شاه روی درهای ساختمان مرکزی وجود دارد . عناصر مختلفی در سایه یکنواخت از قرمز ، سبز ، آبی و احتمالا زرد رنگ شده اند ، رنگهای دیگر ، مثل سیاه ساخته شده از دوده ، ممکن است به مصرف رسیده باشد ولی اثری از آن باقی نمانده است . شیرها ، علائم روی باز و طرحهای گل و بوته ای دیده می شده اند که روی لباس ها در کاخ داریوش ، کاخ خشایارشاه ، ساختمان مرکزی و اندرونی وجود داشته است . با اجرای این روش ، نقش شاه ، تنها نقشی است که با البسه طرح دار از نظر شکوه و جلال و رنگ آمیزی روشن و واضح و ابعاد و اندازه خود از دیگران تمیز داده می شود .

بعضی از حجارهای برجسته و سر ستون ها با سنگهای رنگی یا فلز ترصیع شده اند و یا با برگه و ورقه طلایی تزئین گشته اند . بر روی پیکر شاه در کاخ داریوش ، کاخ خشایارشاه و ساختمان مرکزی تاج و بعضی از جواهر ها در سنگ کار گذاشته شده است ، تصور بر آنکه گردنبندها ، النگوها و تاج ها از فلزات و سنگهای گرانبها ساخته شده است . بعضی اوقات ریش ها نیز ، شاید با سنگ آبی مصری حجاری شده اند . در کاخ پاسارگاد سوراخهایی می توان در روی کفش یا لباس پادشاه مشاهده کرد که برای کار گذاشتن تزئینات بوده است .

مدت زمان ایجاد نقوش :

مدت این زمان به عوامل بسیاری بستگی دارد ، مهارت و تجربه هنرمند ، کیفیت نظارت ، تقسیم کار

بین حجاران ، و هم چنین نوع حجاری برجسته و مشخصات سنگ .

به طوری که از بررسی نقش های سپردار روی بالکن آپادانا مشخص شده است ، چون بخش های مختلف نقش ها احتمالا به وسیله حجاران متفاوت حکاکی شده است ، حداقل زمان لازم برای تکمیل نقش ، مدتی بوده است که جزئیات سر نقش حکاکی شده اند . اگر کسی این زمان را بداند و تعداد حجارانی را که متخصص حکاکی سر پیکر بوده اند نیز در دست داشته باشد ، می تواند زمان حکاکی یک نمای کلی را محاسبه کند . به عنوان یک تخمین تقریبی ، بین سه تا شش روز صرف میشده است تا سر یکی از کوچکترین نقش ها حک شود و حداقل دو برابر این زمان برای حکاکی سر یکی از بزرگترین پیکره ها صرف می شده است . سه استاد بنای سنگ کار سه ماه برای تکمیل کردن یک ستون آپادانا پس از آنکه تکه سنگ بریده شده و به محل حمل می شده ، وقت صرف می کرده اند .

روشهای تحلیل و شناخت حجاران پلکانهای جنوبی در ظلع شرقی آپادانا

روشهای تحلیل و کاربرد آنها در جبهه غربی پلکانهای جنوبی :

سه نوع روش تحلیلی در پلکانهای جبهه شرقی آپادانا مورد استفاده قرار گرفته است :

( ۱ ) یک تحلیل گروهی ریاضی ، ( ۲ ) بررسی نشانه های باقی مانده از حجاران ، و ( ۳ ) تحلیل سبک شناسی . همه ی این سه روش همیشه برای کلیه قسمتهای حجاریهای برجسته کاربرد ندارد ، ولی هر گاه بیش از یک روش مورد استفاده قرار گرفته است یکدیگر را تقویت می کنند .

تحلیل گروهی ریاضی :

این اصل در ابتدا به وسیله دکتر جیووانی مورفی در اواخر قرن ۱۹ در بررسی نقاشی ایتالیایی تفسیر شد . یکی از راههای به کار بردن این اصل به طور عینی توضیح دادن طرحهای مختلف کارهای هنری است چه به صورت عددی و چه رده . گام بعدی عبارت است از محاسبه تشابه بین هر دو شیئی مورد نظر . ارائه ماتریس تشابه ممکن است گروه بندی اشیاء مشابه را در گروههای متفاوت توضیح می دهد برای مثال به ۲۴ کمانداری که در جبهه غربی پلکانهای جنوبی در صف ایستاده اند توجه کنید با آنکه کمانداران همگی مشابه یکدیگر هستند ، در جزئیات با یکدیگر تفاوت دارند .

نشانه های حجاران :

نشانه های بسیاری از حجاران در پس زمینه حجاریهای برجسته در تخت جمشید وجود دارد . این  نشانه ها ، نشانه های شخصی حجاران و یا مربوط به تیمهای حجار است که پیکره های برجسته را تراشیده اند ، و به طور معمول بر روی یک نقش و یا مجموع نقشهایی که به وسیله حجار حکاکی و ایجاد شده است . دو نشانه مربوط به حجاران در جبهه غربی پلکانهای جنوبی وجود دارد .

تحلیل سبکی :

سه سبک مربوط به سه گروه کمانداران وجود دارد . طبق تحلیل گروهی ، گروهی که بیشترین شباهت را داشت در ته پلکان قرار گرفته بود ، بدیهی ترین وجه اشتراک در این کمانداران ابروی شکافدار آنهاست . هیچ یک از کمانداران در ابتدا و وسط گروه دارای چنین ابرویی نیستند . اگر چه بیشتر جعدها با یک تکنیک که حکاکی شده اند سه نوع تفاوت در آنها وجود دارد : مارپیچ منظم بسیار بیشتری همراه با خطوط مورب کوتاه بین جعدها شبیه به آنهایی که در آخر گروه قرار گرفته اند . این گونه سرها شاید به وسیله دستیاران و یا دیگر اعضای تیم حکاکی شده باشد .

تحلیل جبه شرقی پلکانهای جنوبی :

برای سی کماندار ضلع شرقی پلکانهای جنوبی هم به همین صورت است .

نتیجه :

از بررسی بالا در مورد سبک تردیدی باقی نمی ماند که همان سه تیم در روی دو جبهه پلکانهای جنوبی مشغول کار بئده اند . تقسیم کار به طور کلی منطقی بوده است : یک تیم ، کمانداران را در بالا ، یک تیم در وسط (    ) ، و یک تیم  یعنی تیم سوم (    ) آنها را در بین پلکان تراشیده است با تحلیل بالا به سه نتیجه دست می یابیم : (۱) حجاران ، گروه نقوش مجاور را حکاکی کرده اند که به وسیله یک استاد کار رهبری می شده است ، کسی که بیشتر سرها را حک کرده در حالی که سایر اعضای تیم او روی بخشهای دیگر نقشها کار کرده اند ( ۲ ) استاد کارگاهی اجازه می داده است که دستیار او به جایش کارهایی را که نیاز به مهارت بیشتر داشته انجام دهد ، و ( ۳ ) استادکار و تیم او گاهی کار خود را با نشان ویژه خود مشخص می کردند .

حجاران جبهه شمالی ضلع شرقی آپادانا

نقوش برجسته روی ضلع شرقی آپادانا :

صحنه های مرکزی بر روی آپادانا به طور کلی شاه را در حالی که روی تخت خود جلوس کرده و مقامات مملکتی در اطراف او هستند ، نشان می دادند . در دوران هخامنشیان این صحنه ها برداشته شد و آنها را به خزانه سپردند و به جای آنها گروههای نگهبانان پارسی و مادی به صورت یک در میان در حالی که در طرفین یک قطعه حجاری نشده قرار گرفته اند گذاشته شد . بنابراین ، در طرح اول ، نقوش برجسته روی ضلع شرقی آپادانا تشکیل صحنه منفردی از شاه را در حال بار دادن و دریافت هدایای مردم تحت حکومت نقش شده روی جبهه جنوبی و در حال محافظت شدن به وسیله نگهبانان و درباریان روی جبهه شمالی نشان می داد . حجاریهای برجسته روی جبهه شمالی به سه صورت می باشند . ابتدا سه ردیف از نگهبانان در لباس پارسی – که به طور نادرست ولی به سادگی به آن نام نگهبانان شوشی داده اند . که ۴۳ نگهبان در ردیف بالا ، ۲۸ نگهبان در ردیف وسط ، ۲۱ نگهبان در ردیف پایین قرار دارند . در ردیف بالا نگهبانان به وسیله یک حاجب مادی دنبال می شوند که در پی آنها ۴ مهتر در حال حمل شلاق و نمد زیر زین اسب است ، و آخرین آنها یک چهار پایه عسلی روی پشت خود دارد ، سپس یک حاجب مادی دیگر و ۳ مهتر در حال آوردن اسب و سرانجام یک حاجب پارسی که دو ارابه همراه با ارابه ران به دنبال دارد . در زیر این ردیف و در میانه و پایین نقش دو ردیف به طور یک در میان از اشراف پارسی و مادی قرار دارد . در جبهه جنوبی مراسم اهدای هدایا به وسیله مردم تحت حکومت امپراطوری ایران بر پاست . در بخش اصلی نمای ۱۸ هیات که هر کدام به وسیله یک حاجب        پارسی یا مادی و هیاتی با ۱۲۷ پیکره در جمع نشان داده شده است . بر روی سراشیبی پلکانهای جنوبی ، ۵ هیات دیگر شامل ۲۳ پیکره نقش شده است .

هر دو پهلوی ۴ پلکانی که به طرف رواق شرقی آپادانا می رود ، سربازان پارسی صف کشیده اند به نیزه و کمان ترکش مجهز هستند بلندای هر کدام در حدود ۵۶ سانتیمتر است ، بر روی هر پله یک سرباز ایستاده است که روی هم رفته ۲۲۹ کماندار را تشکیل می دهند . علاوه این دو حاجب یا نیزه دار بر روی پایه محجر حکاکی شده که جمعا ۱۲ پیکره می باشد ، در تمام طول محجر در جلوی رواق سربازان پارسی مسلح به نیزه و سپر و یا مسلح به نیزه تنها ، وجود دارد جمع نقشهای کوچک ۴۹۵ ، نقشهای متوسط ۳۰۷ و نقشهای به اندازه قد معمولی انسان ۹ عدد می باشند ، که مجموعا ۸۱۱ نقش انسانی روی ضلع شرقی آپادانا نقش شده است .

در بررسی این حجاریهابرجسته روشن خواهد شد که دو جبهه موصوف به وسیله گروههای متفاوت حجاران حکاکی شده است .

نشانه های حجاران :

با بررسی کمانداران واقع در پلکانهای جنوبی کار سه تیم ، از جمله تیمی که علامت مشخصه آن     است را شناسایی میکنیم. دو تیم از این مجموعه بر روی جبهه شمالی آپادانا هم کار کرده اند ، این امر به وسیله وجود ۱۸ نشانه الماس دوبله نشان داده شده است . ۹ علامت روی پلکانها و محجرها و ۹ علامت دیگر روی نمای سر .

تیمی که کمانداران را در ته پلکانهای جنوبی تراشیده اند ، به وسیله علامت درخت    شناسایی می شود ، نشانه ای که در جبهه شمالی دو بار تکرار شده است . تحلیلهای بیشتر نشان می دهد که فقط دو تیم روی جبهه شمالی کار کرده اند و همچنین پیداست که کار نقوش به طور برابر تقسیم شده است .

نگهبان شوشی :

بر روی قطعه ای که نگهبانان شوشی نقش شده اند پنج نشانه     وجود دارد ، و محل قرار گرفتن آنها ، وقتی به خاطر می آوریم که همین نشانه بر روی پلکانهای جنوبی برای نشان دادن محدوده کار مورد استفاده قرار گرفته از اهمیت برخوردار می شود . در پس زمینه ردیف فوقانی نگهبانان شوشی نشانه   چهار بار نقش شده و قطعه فوق را به چهار بخش عمودی تقسیم میکند و بخش اول به ترتیب شامل ۷و۸ نگهبان است دوبخش بعدی بزرگتر اند و در جمع شامل ۳۶و۴۱ نگهبان می باشند . نشانه    پنجمی بر روی نوار گل و بوته بالای سر نیزه نگهبان در ردیف بالا یافت می شود و نشان دهنده این است که تیمی که نشان     آن بوده است گل و بوته بیشتری از آن چه که قرار بوده تراشیده است .

حتی با یک بررسی به همان نقوش برجسته روشن است که تفاوتی بین سبک نگهبانان طرف چپ و راست خط تقسیم عمودی وجود دارد . این تفاوت به ویژه در شکل سرها آشکار است . پیکره های طرف چپ نیبتا بزرگتر بوده و پیشانی و بالای سر آنها بر جسته تر است . ریش های پر تر و گوشهای بزرگتر دارند ، بدیهی است که این پیکره ها بوسیله همان حجارانی که گروه میانی پلکانهای جنوبی را تراشیده اند ،ایجاد شده است و به وسیله نشانه تیم    شناخته می شوند. نگهبانان نسبتا زمخت تر لیکن با شکلی تازه تر واقع در طرف راست که دارای نشانه درشت هستند ، به وسیله تیمی تراشیده شده اند که گروه پایینی کمانداران را روی پلکانهای جنوبی حکاکی کرده است . بعضی از این نگهبانان دارای ابروان کنده شده هستند ، در تیمی که نشانه درخت دارد معمول است ، اگر چه به هیچ وجه کلی نیست ولی هرگز در مورد تیمی که نشانه الماس دوبله دارد مصداق پیدا نمیکند . در ردیف میانی طرح بیشتری از گروه     را می توان مشاهده کرد ، طرحی که آن را از گروه    متمایز می کند .

اولین هشت نگهبان از ردیف بالا در سبک شبیه به نگهبانان    در ردیف های میانی و پایینی هستند ، و هفت نگهبان بعدی شبیه    به نگهبانان می باشند . بنابر این دو تیم از حجاران مشغول کار بر روی نگهبانان شوشی بئده و تقریبا تعداد برابری پیکره حکاکی کرده اند . این امر با روش حکاکی شدن موهای مستقیم و در حاشیه سر مطابقت دارد، روی جعدهای    مستقیم و روی جعدهای    پیچان است و نه مستقیم . فرض بر این است که بیش از یک دست در ایجاد این سرها دخالت داشته . روش حکاکی شدن نگهبانان به وسیله گروه    در ردیف پایینی به صورت زوجی بوده . این روش در سبک کار روی چهره های این نگهبانان دیده نمی شود و بیشتر در حکاکی بدن ها ، لباس های جنگ افزار مشاهده می گردد . یکی از دلایل این زوج سازی ممکن است این بوده باشد که یک حجار وقتی درباره حکاکی بعضی از جزئیات اطمینان نداشته است آنها را از روی کامل ترین نقش همسایه نسخه برداری کرده است . هر صنعتگری که روی نما کار می کرده بایستی فضای کافی برای بالا بردن پتک چوبی و یا هر ابزار دیگری که با آن کار می کرده داشته باشد .

مهتران ، اسبها ، و ارابه ها :

به دنبال نگهبانان شوشی گروه مهتران ، اسبها و ارابه ها قرار گرفته ، اولین گروه مشتمل بر یک حاجب و چهار اسب است که در حال حمل نمد زین و شلاق هستند ، گروه دوم شامل یک حاجب و سه مهتر با اسبها و گروه سوم یک حاجب و دو ارابه اسبی و ارابه رانان است .مهتران و حاجبان آنها پوشش مادی دارند و ارابه رانان و حاجبانشان لباس پارسی. به سبب آنکه نقش ها در حالات مختلف بوده و لباسهای متفاوتی دارند ، استفاده از تحلیل ریاضی امکان پذیر است .

اسبان :

در قسمتی که یک یک حاجب و سه مهتر همراه با اسبان خود نقش شده است یک نشانه الماس در جلوی سر مهتر دوم مشاهده می شود . می توانیم به طور منطقی فرض کنیم که حاجب و مهتر اول به وسیله یک تیم حکاکی و مهتر سوم به وسیله تیمی دیگر . بخش جلویی اسب دوم به وسیله تیم دیگری سوای آن تیم که مهتر و پس زمینه حکاکی کرده است ، حک شده زیرا سبک گل و بوته ها درست در بالای نشانه    تغییر می کند . با نگاهی به نوار گل و بوته واقع روی قطعه نگهبانان شوشی در می یابیم که گل و بوته های صاف تر مربوط به نشانه است ، در حالی که گلبرگهای مشخص تر مربوط به نشانه    می باشد . نوار پایینی گل و بوته واقع در زیر اسب ها تغییر مشابهی را در سبک نشان می دهد ، لیکن در این وضعیت گل و بوته های مشخص تر در طرف چپ و گل و بوته های دارای نشانه در طرف راست قرار دارند ، و تغییر درست در پشت سم دست راست اسب دوم روی می دهد . این تغییر تقریبا به طور عمودی در بالای یک نشانه الماس دوبله در وسط نقش یک اشراف زاده مادی است .

تشابه زیاد ، اسب های واقع در جبهه شمالی آپادانا نشان می دهد که بیشتر اعتبار آن مربوط به طراح است ، نه حجار . در واقع قرپوس زین اسب دوم کار تیم    بوده است . در حالی که مهتر و بخش عقبی اسب به وسیله تیم    ساخته شده است . کاکل های اسب با نواری که دو دور پیچیده شده به هم گره خورده اند . در دو اسب اول نوار به طور نیم گره در آمده ولی در سومین اسب شبیه به گروه مربع به نظر می رسد . دو نوار اول طول یکسان دارند ، در حالی که یکی از آنها دارای انتهای مستطیل شکل و دیگری به شکل یراق دو شاخه است ، نوارها در اسب سوم مربعی شکل ولی با طول های متفاوت می باشند . خطوط عمودی که موها را در بخش بالایی یال مشخص میکنند در دو اسب به هم نزدیکترند ولی روی اسب سوم خیلی از هم جدا و فاصله دار هستند . چشم ها و ابروان نیز به همین ترتیب می باشند ، اسب سوم ابروان بر آمده تری داشته و گوشت اطراف چشمان آن مشخص تر است ، شکل چشم ها نیز با چشم اسب اول و دوم متفاوت است . چین های گردن دو اسب اول سه عدد بوده و کاملا با ظرافت حکاکی شده اند . اسب چهار چین روی گردن دارد که با زاویه تند شیار دار شده اند .

پلکانها و محجرهای جبهه شمالی :

در اینجا و جایی که حجاران تحت نظارت کمتری بوده اند ، سبک فردی آنها آشکارتر بوده و نشانه های خود را درست در محلی حک کرده اند که انتظار می رود ، و این در صورتی است که تحلیل نمای سردر صحیح باشد . محل قرار گرفتن نشانه های حجاران و در این وضعیت فقط تیم    و    تقسیم کار بین تیم    و تیم   کاملا معلوم است .

نتیجه :

تحلیل بالا نشان داده است که نقش های جبهه شمالی پلکانهای شرقی آپادانا به وسیله دو تیم از حجاران حکاکی شده است  این دو تیم تقریبا به طور دقیق در هر دو قسمت از نمای سردر نقش های برابر با هم حک کرده اند . آنها برای انجام کار ویژه ای محدودیت نداشته اند و برای مثال دارای تخصص حکاکی کماندار ، یا جانوران نبوده اند ، بلکه کاری که به آنها واگذار می شده با امانتداری به انجام رسانده اند .

حجاران مرکز و جبهه جنوبی پلکان شرقی آپادانا

مرکز ضلع شرقی :

در پشت سر شاه که روی تخت جلوس کرده و ارث تاج و تخت ، یک حاجب حرمسرا که لباس پارسی در بردارد و شخص حامل تبر در پوشش مادی ایستاده اند . در جلوی شاه ، اصیل زاده ای در لباس محلی مادی قرار دارد . این پنج پیکره در زیر یک سایبان حکاکی شده اند که در هر سوی آن نگهبان ایرانی قرار گرفته است . دو تن از این نگهبانان نیزه های بزرگ حمل می کنند ، یکی از آنها استاندارد هخامنشی و نگهبان دیگر در حال حمل یک گلدان بزرگ است . در کنار این صحنه نقش شیری که به یک گاو حمله کرده است وجود دارد .

با مشاهده اهمیت حکاکی ابروها در جبهه شمالی پلکان شرقی ، ممکن است توجه کنیم که شاه و پیکره های پشت سر او دارای ابروان کنده هستند ، در صورتی که پیکره های طرف چپ ، اشراف زاده مادی و دو نگهبان این خصوصیت را ندارند . در جایی که گل و بوته ها در خط مرزی زیر ۱۴ درخت با نشانه قابل رویت که با اسکنه کنده شده مشخص می گردد ، در حالی که دیگران صاف تر و مسطح تر بوده و دارای دایره های مرکز منظم و بزرگتری هستند و مربوط به تیم    می باشند .

جبهه جنوبی پلکان شرقی :

شکل نشانه ها با دو نشانه روی جبهه شمالی کاملا تفاوت دارند . سه نشانه وجود دارد     ،    ،    ، دو نشانه دیگر شامل چهار یا شش خط موازی را نیز می توان از نشانه های حجاران فرض کرد . نشانه ها عموما به صورت جفت هستند ، و مثل این که در دو انتهای کار یک تیم ویژه حجار حک شده اند . فقط یک هیات است که بیش از یک نشانه در زیر خود دارد ، و آن هیات هندی است  .

روی پلکانهای جنوب شرقی نشانه ای وجود ندارد و فقط یک نشانه روی ایوان سر پوشیده مشاهده می شود .

حجاران پلکان شمالی آپادانا

نقوش بر جسته روی پلکان شمالی آپادانا همان صحنه پلکان شرقی را نشان می دهند لیکن در اینجا مردم تحت حکومت در طرف راست ( غرب ) و نگهبانان و اشراف پشت سر شاه در طرف چپ        ( شرق ) هستند . این دو طرح با ترکیبی از باژگونی ( نگاه کردن نقش ها از سوی دیگر ) و انعکاس ( جانشین کردن چپ به جای راست مثل تصویر آیینه ای ) با هم ارتباط دارند .

پلکانها و محجر پلکان شمالی :

دو نشانه روی ضلع جنوبی پلکانهای شمال غربی حک شده ، کمانداران بالایی این پلکان تقریبا به طور کامل تخریب شده اند ، ولی سبک کمانداران پایینی شبیه به نقش هایی است که به وسیله تیم روی پلکان های پلکان شرقی آپادانا حکاکی شده است .

دو نشانه روی پلکان شرقی و شمال شرقی قابل رویت است . یک نشانه مثلث شاخدار    در روی گل و بوته و بالای کمانداران بر روی ضلع جنوبی پلکانهای شمال شرقی قرار دارد که ممکن است مربوط به کمانداران یا ابتدای نقش میانی نما که مشتمل بر دندانه ها ، درخت و نگهبانان شوشی است ، باشد . نشانه دیگر یک    روی پلکان شمالی مقابل همان پلکان ها روی پهلوی فوقانی محجر حک شده است . سبک کمانداران و نگهبانان حکاکی شده روی پلکانها و محجرها ضلع شمالی آن مخدوش و تکه تکه شده که فقط معدودی از نقش ها به اندازه کافی حفظ شده اند تا بتوان آنها را مقایسه کرد ، لیکن کماندار روی ضلع جنوبی پلکانهای شمال غربی ظاهرا در سبک تیم    است . کمانداران روی بخش پایینی ضلع جنوبی پلکانهای شرقی در سبکی شبیه به کار تیم    هستند . کمانداران روی ضلع جنوبی پلکانهای شرقی به نظر می رسد که در دو سبک می باشند .

نتیجه :

جبهه های شرقی و غربی پلکان شمالی آپادانا به وسیله تیم های متفاوت حجاران حکاکی شده است . بر روی جبهه شرقی نشانه های     ،    ،    ،    به وسیله حجاران به جا گذاشته شده ، و در بال غربی نشانه حک شده است . احتمال دارد که تیم نیز روی جبهه شرقی کار کرده باشد ، با وجود این هیچ نشانه ای از آن تیم یافت نشده است . همان گروه ها روی پلکان شرقی آپادانا کار کرده اند ، ولی صحنه های مقابل را حک کرده اند .

حجاران پلکانهای شمالی ساختمان مرکزی

پلکانهای شمالی ساختمان مرکزی دارای دو سری پله متقابل ، مثل پلکان اصلی که به صفه اصلی می رود و پلکانهای شرثی کاخ خشایار شاه می باشد . روی نمای خارجی نگهبانان در لباس پارسی و مادی به اندازه قد معمولی یک انسان قرار گرفته و اشراف پارسی و مادی روی پلکان به صف ایستاده اند ، و روی محجر نگهبانان پارسی با سپر دیده می شود . روی پلکانها نشانه های متعددی از حجاران وجود دارد . از این نشانه ها فقط سه نشانه بیشتر معمول است ، نشانه     ( ۱۲ بار ) ،    ( ۱۶بار ) ، و    ( ۱۱بار ) و از بین این نشانه ها  اکثریت با    و    است . نشانه      سه بار، و      و    هر کدام دو بار نقش شده اند . در بیشتر قسمت ها این نشانه ها بالای سر پیکره های منفرد نقش شده ، و گاهی نیز روی زمینه یا قطعات مربوط به گل بوته ها دیده می شود .

ایوان سر پوشیده ، نیزه داران غربی ۱ تا ۲۰ :

بالای سر هر یک از نیزه داران ششم تا دهم و شانزدهم تا بیستم روی نیمه غربی محجر ایوان سر پوشیده نشانه های    نقش شده است .  طبقات نشانه هایی که در تحلیل ریاضی این نیزه داران به کار رفته است مثل همان تحلیل هایی است که در آپادانا به کار رفته ، نقش هایی که با ترکش و کمان همراه بوده اند حذف شده ولی طرحهایی به آن اضافه شده است که عبارت است از وجود یا عدم وجود یک حلقه گوش ( ۷۱ با حلقه گوش و ۷۲ با حلقه گوش ) . گروه بندی احتمالی دارد که نمودار تشابه و نمودارهای درختی شکل ممکن است القا کنند ، با توزیع نشانه های حجاران تطبیق نمیکند . سه دلیل ممکن است برای این تفاوت وجود داشته باشد : ۱) نیزه داران به وسیله حجارانی حکاکی شده اند که نشانه هایشان روی آنهاست ، ولی مشخصات روی نقش شیوه ویژه حجار را منعکس نمیکند ؛ ۲) نشانه های فهرست شده تفاوتهای کافی را برای تحلیل و بدست آوردن یک نتیجه معنی دار نشان نمی دهند و ۳) نقشها به روشی که نشانه ها ارائه می دهند حک نشده ، و این نشانه ها منظورهای دیگری را القا می کنند . از روی کامپیوتر ممکن است این تردید ایجاد شود که دو تیم در کار بوده اند ، یکم تیم که نیزه داران۱تا۴ و ۱۵تا۲۰ ، و تیم دیگری که نیزه داران ۵تا۱۴ را حکاکی کرده است . ولی این امرچه مربوط به تعداد کمی از نشانه ها ( در این وضعیت فقط ۶ ) باشد و یا یک تخمین درست از روش حکاکی نیزه داران باشد ، فقط می توان از روی سبک پیکره ها درباره آن تصمیم گرفت .                  زمان بسیاری برای مقایسه سرهای نیزه داران بدون یافتن هیچ تفاوتی واقعی بین گروه های ۱ تا۵ ، ۱۱تا۱۵ ، ۶تا۱۰ ، ۱۶ تا۲۰ یا بین گروه های ۱ تا ۴ ، ۱۵ تا ۲۰ ، ۵ تا ۱۴ صرف شده است . لیکن ، آن چه بیشتر قابل توجه است این است که به طرز قابل ملاحظه ای با سربازان پارسی در آپادانا تفاوت دارند ، پوشش سر پایین تر و مستطیلی تر است ، کلیه ابعاد این نقش ها از نقش های آپادانا وسیع تر است ، سینه های آنها بر آمده تر است ، بعضی از آنها حلقه در گوش دارند ، موهای مربوط به لب پایینی اکثرا شیار دار نشده ، و از همه این ها با اهمیت تر ، جعدهای مو و ریش وقتی با جعدهای آپادانامقایسه شود ، معلوم می شود که فقط بخشی از آنها حکاکی شده است . با وجود این از نقطه نظر پیکر شناسی به طور واقعی یکسانند و تصور می شود که در گذشته نیز دارای یک تاریخ با نقوش بر جسته آپادانا بوده اند . جعدهای ریش نیزه داران ۱ تا ۵ از نظر سبک با نیزه داران ۶ تا ۱۰ تفاوت دارد ، در حالی که نیزه داران ۱۱ تا ۱۵ مثل نیزه داران ۱ تا ۵ هستند و نقشهای ۱۶ تا ۲۰ شبیه نقشهای ۶ تا ۱۰ . جعدهای نیزه داران ۱ تا ۵ شبیه مارپیچ صدفی بوده که هر کدام تقریبا دارای دو مارپیچ می باشند . بررسی دقیقی از نیزه داران نشان می دهد که این طرحها به طور مستقیم با نشانه حجاران ارتباط دارد ، حجاران تیم جعدهای حلزونی شکل حکاکی کرده اند ، در واقع این ها از آن چنان جزئیات نا آگاهانه سنگ تراشی است که در اصل انگ کار ویژه حجار به حساب می آید .

سایر نگهبانان روی محجر ایوان سر پوشیده :

نشانه    ، نیزه داران ۶ تا ۱۰ و ۱۶ تا ۲۰ را روی ضلع غربی مشخص کرده است ، لیکن این تقسیم شسته و رفته به دو بخش مساوی بر روی نقشهای دیگر محجر تکرار نشده است . در میان نگهبانان س<

تگ های تحقیق در مورد تخت جمشید :
شما اولين نفري باشيد كه نظر ارسال مي كند.

فرم ثبت نظر

نام و نام خانوادگی
ایمیل
وبلاگ
نظر و کامنت
كد امنيتي

محصولات جديد