دانلود نقشه های معماری،مستند معماری،دانلود جزوه کارشناسی ارشد معماری ،نقشه های معماری،دانلود پروژه معماری،اسکیس راندو ،آموزش اسکیس ،فتوشاپ در معماری،کارشناسی ارشد معماری،نرم افزار های معماری،طراحی داخلی
امروز پنجشنبه 24 آبان 1397

مروری بر آموزش معماری در کشورهای اسلامی

كد خبر    :  548
نويسنده  :  مدير
تاريخ خبر :  1393/03/07 - 15:10:25
مروری بر آموزش معماری در کشورهای اسلامی آموزش معماری اسلامی

مروری بر آموزش معماری در کشورهای اسلامی

تعلیمات رسمی معماری تنها در پایان قرا نوزدهم و در دهه های اولیه قرن حاضر شروع شد. اوایل، با تاریخ بازگشت به تاسیس تشکیلات کاخ و انجمن های مرکزی امپراطوری های اسلامی، سیستم سازماندهی شده ی مورد تایید از دوره کارآموزی توسعه یافته بود ولی این مرور بر توسعه ی آموزش معماری در مدارس متمرکز خواهد شد. اولین مراکز آموزشی در شرق میانه برای آموزش معماران در استامبول و قاهره، دو مرکز مهم فرهنگی زمان، تا سیس شد. در استامبول مدارس هنرهای زیبا که بعدا شامل معماری شد در سال 1883 تاسیس شد. ولی تعلیمات معماری در امپراطوری عثمانی بعد از بازگشت به قرن هفدهم تاریخ گذاری شد. اگر آموزش در فرهنگستان نظامی مهندسی پیشنهاد شود برای محاسبات موثر واقع خواهد شد.

قبل از اینکه آموزش معماری به طور رسمی در مدارس سازماندهی شد، هم عثمانی های ترکیه و هم مصری ها به کمک تبعید در آموزش معماران تکیه کردند. اگرچه ترک عثمانی هرگز مستعمره نشد و مصر استقلال سیاسی را تا پایان قرن نوزدهم ادامه داد، هر دو کشور تحت استیلای اقتصادی و تکنولوژی قدرت های استعماری درآمدند. نفوذ استعماری در جو اقتصادی، روش های تولید و خدمات را در مشاغل جدید به همراه داشت و از این پس نیازی برای ساختمانهای جدید، ایستگاههای ریل راه آهن، ترمینالهای بندر، ساختمانها، آپارتمانهای چند طبقه و واحدهای اداری نبود.

هیچ مهارت (تخصص) محلی در دسترسی برای طراحی یا برای ساختمان سازی ساختمهانهایی وجود ندارد. مهارت تکنیکی مورد نیاز برای پدید آمدن نیازهای ترکیه و مصر نمی توانست تنها توسط متخصصین یا منابع استعماری با فشار وارد کردن به این کشورها برای نصب وسایل در جهت آموزش معماران در سیستم آموزش آنها پرداخته شود.

اولین معمار شناخته شده در هوش غربی، که به طور رسمی آموزش دیده بود، معمار وداد، پسر منشی رئیس عبدالحمید بود. تمایل (آرزو) او برای مطالعه معماری در پاریس با تصویب (اجازه) فوری پدرش که فرض می کرد معماری حرفه پایینی است و ترجیح می داد پسرش ادبیات مطالعه کند و پس از آن مطالعه نخبگان را در نظر داشت، روبرو نشد. به خصوص از وقتی که آن نیازی برای ورود به رده های مقامات اداری موثر و پرقدرت بود. معمار وداد پس از تکمیل مطالعاتش در هنرهای (اکل دسبکس) در پاریس، به استامبول بازگشت تا تمدن منحصر به فرد خود را به اجرا درآورد و سپس به فرهنگستان هنرهای زیبا به عنوان یک آموزگار ملحق شد. او توسط جمعیت مسلمان استامبول با میل موردتوجه قرار نگرفت، چون نظر عموم مردم، تمرینات معماری را به عنوان حرفه ای مناسب برای یک فرد مسلمان مورد توجه قرار نداد. این اتفاق تا زمان تحقق ساختمان اداره پست مرکزی در (سیرکسی) در سال 1908 رخ داد. به طوری که استعداد وداد توسط نخبه و دربار شناخته شده بود.

در حدود همان زمان، یک جلسه مدرسه مهندسی شاهانه (Royal) دوباره به عنوان مدرسه هنرهای زیبا سر و سامان داده شد. این حرکتی بزرگ در جهت وضع معماری، مشخص نمودن هویت حرفه ای و فرهنگسرایی جدا از آن، مالک بودن آن، تا اینکه پس از این به عنوان قسمتی از آموزش نظامی تصور شده بود.

مطابق با توافق محکم عثمانی، در زمینه های ارتشی و آموزشی معماری در استامبول طی رده های الگوی آلمانی ها که یک تکنولوژی علمی کاربردی بود شروع شد. اگرچه به حضور (وداد بی) و چندین ایتالیایی تبعید شده در استامبول، هنرجویان در درک فرهنگستانی جدی ماملا در دوره تحصیلات (آموزش همکاری کردند.

به طور مشابه، آموزش معماری در مصر، تکامل یافته از الگوهای چسکول آلمانی با تاثیری قدرتمند از سوئیسی ها در دانشگاه قاهره که معماران آموزش می دهد، در سال 1880 شروع شد.

هم چنان که آموزش معماری در عثمانی، توسط مهندسین شهرسازی آموزش داده می شود و مهارت های معماران به عنوان وسیله ای جهت زیبا سازی ساختمانها که هدف نهایی بود، به سادگی تصور می شد. کسی که هدایت کردن در پشت سیستم آموزشی جدید ار اجباری کرد، (نئو نهام)، یک پروفسور و معمار برجسته که نفوذش تا سال 1930 در مصر قوی مانده بود. شبیه (جک ماندو) و (لوری) که در مدرسه ی هنرهای زیبای استامبول که در اواخر سال 1800 تدریس می کرد. (نئو نهام) نیز یک فرد تبعیدی بود که تماس هایش را با دربار نزدیک کرده بود.

این یک حس روبه رشد جهت شناسایی ملی در مصر در سال 1920 و 1930 بود و به طور مشابه روحیه ی جدیدی از ملیت در ترکیه که با تاسیس جمهوری به عنوان ملل متحد که نتیجه اش در کاهش تاثیر تبعید در تدریس و تمرین معماری در هر دو کشور بود. از آن پس، هر دو کشور مصر و ترکیه با نیازهای یکدیگر مواجه شدند و مشکلاتشان را با استفاده از منابع ملی حل کردند.

در ترکیه سال 1930، اولین نسل لیسانسه هایی که همه در استامبول تحصیل کردند، شروع به نشر بیانیه فنی معماری کردند. به طور مشابه در مصر در طول همان سالها، معمار برجسته ملی مصطفی پاشا فهمی که در اروپا آموزش داده شد و درجه مناسبی را در معماری تصرف کرد و مهم تر از همه پسر و مدیر ساختمان ساز (محمود فهمی) بود، بنابراین او مجهز به کیفیت های هم تمرین و هم آموزش معماری بود.

اگرچه مصطفی هیچ گونه پاشا فهمی هیچ گونه تغییر اساسی در دوران تحصیلی ایجاد نکرد، با این وجود تاثیرش را روی هم تمرینات وهم آموزش معماری برجای گذاشت. نگرانی او رسمی بودن توسعه ی ملی در معماری بود. هم چنان که در مورد محمد وداد، احمد کمال الدین، عارف حکمت کویانگو و جولیو مونجری از ترکیه، افراد اصلی یک تحقیق بودند که برای بیانی واقعی از ویژگی اسلامی تلاش کردند.

اینکه بخواهیم از این نسل از معماران انتظار اصطلاح کاملی را که بتواند بین کیفیت های خیالی معماری از روکش کاری فوق العاده، تزئینی و زیورآلات تفاوت بگذارد را داشته باشیم خیلی زیاد است. از وقتی که آنها وارد یک تحقیق شدند با توجه به همه مشکلاتی که آنها با تاسیس معماری روبرو شدند، تا کنون مسئولیت های زیادی را به عهده گرفتند.

سال های بین جنگ جهانی، هم برای مصر و هم برای ترکیه مهم بودند، چنان که آنها شاهد اطلاعات کاملی در سازماندهی حرفه ی معماری بوده و با انیستیتو هم پیمان شدند. گروه بزرگی از دانش آموزان مصری برای مطاله ی معماری به خارج از کشور و تعدادی از آنان به پاریس رفتند. در نتیجه الگوهای هنرهای (بیوکس) که از نظر درک به جهت اتصال فرهنگی مصر و فرانسه قوی شد، آموزش معماری مورد علاقه قرار گرفت.

در آن زمان، نه تنها مدرسه معماری در دانشگاه قاهره، بلکه یک مدرسه جدید که در دانشگاه الکساندریا تاسیس شد ودر سال 1940 از همان الگو به عنوان الگوی جدید استفاده کرد، توسط مراکز هنرهای بیوکس تحت تسلط قرار گرفتند. در طول همان دوره در ترکیه نفوذ آلمان به خاطر اتصال سیاسی و فرهنگی با آن کشور، پررنگ تر شد.

ارنست الگی، یک فرد نوگرای مصمم، در جواب تقاضای فرهنگشتان هنرهای زیبا که بعد از (گالیله مونگری) قرار گرفت، قرار ملاقاتی را که به طور ضمنی ایدوئولوژی بزرگی را بیان کرد، تغییری را با تحقیق عثمانی اصیل، ترکی ها و اشکال محلی و اسلامی به سوی اثرات جدید و مدرت به وجود آورد. در حالی که، اثر جدیدی از معماران، مهارت وجود این تصور جدید را که در خور موقعیت ملی است، نشان می دهد.

پایان ریاست (مونگری) به زودی توسط مطالعات او و (وداد بی) در فرهنگستان پیروی شد. واقعیت های معماری را که آنها اظهار کردند بهعنوان پس رفت ها دیده شدند و با واقعیت های برنامه ریزی شده هم عصر مخالفت کردند. زمانی که سازمان معماری در دانشگاه تکنیکی استامبول نوسازی شد، نفوذ آلملن پررنگ تر و مسلط تر شد.

(مدرنیزم) در درک آلمانی اش، به درستی زبان ترکی فرانسوی شد. این نظریه خیلی گسترده شد، به طوریکه به زودی به عنوان سبک رسمی مورد اعتراف قرار گرفت. زمان این (سبک رسمی) توسط معماران محلی تولید می شد. ولی رهبران آن در کشور در آوردن آلمانی های استرالیا برای اینکه تصور صحیحی از (معماری) معاصر به دست آوردند، تردید نکردند. یک چهارم کامل وزارتخانه ها در پایتخت جدید، آنکارا در سبک آلمانی مونتالیسم جدید با صعود (پیشرفت) کم ساخته شدند و ساخمانهای آن از برش سنگ های محلی ستون بندی شدند.

در حالی که مصر مدرسه معماری در دانشگاه الکساندرا که به تازگی تاسیس شد، برادر زاده مصطفی پاشا فهمی به عنوان رئیس آنجا منصوب شد. در همان زمان، رئیس مدرسه معماری دانشگاه قاهره برادر زاده ی دیگر پاشا بود و در صورتی که مدرسه دولتی طراحی توسط سومسن برادر زاده اش در راس قرار گرفت.

تا اوایل سال 1960، حسن،مصطفی، شفیق از پرنفوذترین شخصیت ها در زمینه معماری در مصر باقی ماندند. آنها برنامه ریزس آموزشی را که در دقیق ترین درک هنرهای (بیوکس) طراحی شد را کنترل کردند.

چهارتا از مدارس مذکور (در بالا) دو تا در استامبول، یکی در قاهره و یکی در الکساندرا، بزرگترین مدارس معماری در دنیای اسلانی بودند که تا پایان جنگ جهانی دوم تاسیس شدند. از وقتی که اعضای جدید به قوه آنها اضافه شدند، همه این مدارس تغییر کاملی را تجربه کردند. مدارس مصری زمانی که با سیستم هنرهای بیوکس آتلیه ها هماهنگ بودند کارشان را با ترکیب سیستم های انگلیسی و سویسی در برنامه آموزشی شان شروع کردند، در صورتی که فرهنگستان در استامبول، اول به عنوان یک هاک اسکول آلمانی سازماندهی شد، تدریجا به سیستم هنرهای بیوکس،مطابق با تماس با مطالعات دیگر هنرهای زیبا شبیه شوند. دانشگاه تکنیکی استامبول اساسا در زمینه های مهندسی تاسیس شد و یک موقعیت جدید را برای معماران، همانند مهندسین معماری پیشنهاد کرد با این بیان، که معماری را از ظواهر هنرهای زیبا جدا نموده و نقش آن را بیشتر در زمینه ی ساختمانی مشخص کنیم.

با این وجود، دانشگاه تکنیکی استامبول در بین سالهای 1940 تا 1950، ثروت بزرگی را در توسعه کشور باقی گذاشت و با پیشنهاد کردن به باصلاحیت ترین افراد حرفه ای مشهور در ترکیه، پررقیب ترین مدرسه گردید.

پنجمین مدرسه مدرسه ی بزرگ معماری در ایران تاسیس شد. وقتی که هیئت علمی هنرهای دانشگاه تهران «اندرو گدازد» را برای تاسیس یک ستزمان معماری خواست، «گدازد» الگوی هنرهای بیوکس را در ایران با یک تقاضای جدی برای تدریس ایده های جنبش های حرکت مدرن، انتقال داد. توسعه (ساخت و ساز) بعد از جنگ جهانی دوم طرح ریزی شد. میزان مطلوب بودن شهرنشینی سریع و ساختمان سازی در مقیاس بزرگ شمار رو به افزایش معمارن متقاضی شد. در مرور (گذر) قرن، تخصص معماران فقط برای ساختمانهای عمومی و مشهور لازم شد. ملزم برای اهداف سیاسی و فرهنگی، ولی یقینا برای نازهای ساختمانهای معمولی لازم نیست. بعد از جنگ جهانی دوم، معماران و مهندسین شهرسازی رقیبان پرشور و اشتیاقی برای یکدیگر شدند.

درمیان دلایل زیادی برای ایت رقابت، تاثیر زیادی از حرکات مدرن وجودداشت، که معماران خودشان اعتراض خود را به حد کمی به خاطر اینکه برای هرکس ممکن بود که با مهارت مهندسی به قلمرو حرفه ای که اصلا متعلق به معماران بود، هجوم ببرند، بیان کردند. گذشتهاز مشخص نمودن صلاحیت های حرفه ای که از دکترهای فاقد شرایط لازم که شامل مهندسان نشد، جلوگیری کردند. تا سال 1950 معماران برای دفاع از حقوقشان شروع به پیگیری سازماندهی جامعه ی حرفه ای کردند و تفاوتهای بین معماری و مهندسی مرکز ایت تلاش و مبارزه شد.

(چارلز آبرامز) یک دانشمند مشهور و محترم از زادگاه انسانی، با پیروی از گروه ملی – مذهبی، تغییراتی را در محیط شهری به ترکیه، پیشنهاد کرد. به خصوص در ترکیه و در شرق میان به میزان زیادی، توانایی های جدید از کارشناسان تکنیکی خواسته شد و اینها بعد از شناختن معنی معماری قرار گرفت.

انیستیتوی تکنولوژی بزرگ شرق میانه (در حال حاضر دانشگاه تکنیکی شرق میانه (METU) اولین مجموعه تولید جدید دانشگاهی بود که در ترکیه، مصر، لبنان و دیگر کشورهای شرق خاور میانه باز شد (تاسیس شد) و نقطه برگشتی مهم در آموزش معماری در ترکیه بود.

آن (انیستیتو) نخستین اهدافش را برای کمک به توسعه روستایی و مذهبی، با تلاش برای از عهده مشکلات به سرعت متغیر محیط شهری برآمدن و برای توسعه مناطق بومی محلی، تکنیک های میانی را که به حد پایین نیازهای تکنولوژی را در پردازش شهرنشینی کاهش می دهد، در نظر داشت.

اگرچه متو (METU) یک صدای متناوب و درک شده ای و از آن پس یک بنیاد آموزشی توانا به مقدار وسعتی که تشخیص داده است که اهداف اولیه آن سوال برانگیز باقی می ماند، قرارگرفت (شناخته شد).

هم چنین در مورد مدارس دیگر با تاکید مشابه این چنین می توان گفت: یک دانشگاه آمریکایی در قاهره و دانشگاه آمریکایی بیروت. همه ی این سه دانشگاه، مهمترین انیستیتوهای آموزشی در سطح بالاتر قرار گرفتند ولی آنها نقشی را که تمایل به اجرای آن داشتند، اجرا نکردند.

در سال 1960 معماران در میان پر متقاضی ترین حرفه ای ها از میان جهان اسلامی قرار گرقتند. این به علت توانایی های حل مشکلات آنها که برای برخورد به نیازهای اضطراری که توسط شهرنشینی سریع به وجود آمد، نبود. ولی به طور نسبی، از آنها درخواست شد که در مراکز شهری که زمین کالایی (جنسی) بسیار کمیاب شده بود، ساخت و ساز کنند. ساختن واحدهای رو به افزایش فعالیت اقتصادی پردرآمدی شد.

چیزی که سابقا کمتر از ده مدرسه معماری متعدد بود در دو دهه به بالای شصت رشته تجاوز کرد، همچنان که نیاز به معماران در جهان در حال توسعه افزایش پیدا کرده بود به گستردگی چیزی که معماران جدید با تخصص مجهز شدند، تا با مشکلات در هم آمیخته ی جامعه شان که نتیجه بسیار مهم حرفه ای و بنابراین، همچنین از تعلیمات (آموزش) بود مقابله کنند.

مدارس خود را در این حد دیدند که بتوانند از عهده مشکلات در سطح تکنیکی بالا برآیند. آنچه که احتمالا برای جامعه اینگونه تجربه شده که مفید واقع می شود، از طرف جامعه، مدارس تقاضا نشد یا به عنوان موضوعات فاقد جذابیت از نظر آموزشی، مد نظر قرار گرفت.

فاکتورهای exogenous از جهان آموزشی بر مدارس معماری در جهان اسلام تشلط داشته است. فاکتورهای endogenous که راه حل هایی برای مشکلات ویژه ی جامعه که به ندرت شامل جریان تبلیغ آموزشی که بر تاثیر روی قلمرو تحقیق آموزشی تسلط داشت را جستجو کردند. این دانش از میان تحقیقی که تنها به مقدار ناچیزی که تدریس تقاضا شد، به دست آمد. در اوایل سال 1950 بیشتر از دوازده عدد تز، جهت تبلیغ آموزش در دانشگاه تکنیکی استامبول ارائه شدند. همه اینها قول دادند که زبان اصلی معماری نواحی مختلف آناتولیا و کیفیت نتیجه تحقیق، مدارک و اجناس بصری که برتر بود را اثبات و تحسین کنند. تفسیر کمی از آن وجود داشت، ولی شایدآن زمان، این چنین لازم نبود. با وجود این ، تاثیر این مطالعات موثر در آموزش معماری در همان مدرسه، به طور آشکار، ناچیز است. آنها جهت اهداف تبلیغ آموزشی و نه هرگز به عنوان منابع آموزشی تولید شدند. نویسندگان حرفه ای شدند و به طور عینی و بر غرض تدریس می کردند، بنابراین کار کمی برای انجام دادن این سهم های (قسمت های) مهم داشتند.

هم چنانکه این نظریه به کار گرفته شد، با وجود اینکه از آن سوءاستفاده شد، مدارک در استامبول رایج بود، همچنین اقدامات موثقی جهت توسعه بیان ها های جدید از میراث فرهنگی وجود داشت. در این لحاظ، تلاشهای «حسن فثی»، «ریفت چادیرجی» و «سدد حکی الدم» شایان ذکر است. فثی زندگی اش را وقف بازسازی شکل های سنتی که از تمرینات ساختمانی معاصر و تفسیر اجتماعی استفاده می کند، کرد. فشارهای مدرنیزه شدن،‌اگرچه فشارهای دیگری را با هر سازمان اداری در حال افزایش که بر اجتماعی که «فثی» در آن کار می کرد. سعی و کوشش «فثی» نه تنها در فرهنگسنان بلکه توسط آنهایی که در حرفه های ساختمانی رایج در مصر بودند نیز با بی میلی دریافت شد. تشخیص «فثی» در جهان غرب، همچنان که با کمبود تشخیص در مصر بومی خودش مخالفت کرد، احتمالا نمایشی ترین مثال از اینکه چطور کشورهای اسلامی از مشارکت ها برای معماریشان غفلت کردند و اینکه، آنها چطور این چنین مشارکتهایی را از آموزش محروم کردند. (الدم) یک عضو برجسته از تولید پیشگامانه معماران در ترکیه، سرنوشتی مشابه وای با کمی تفاوت داشته است. (الدم) و هم عصرانش از آنجایی که حق تقدم داشتند، تاسیس معماری را به عنوان عملی قانونی دیدند، اگر از آن تجلیل نکردند، به آن اعتراف کردند. در طول مراحل اولیه کار (الدم) جامعه ترکیه، تغییر بزرگی را با جعل کردن از مرور توضیح ارزش های متعدد معماری و بیان ساختمانی (الدم) وفق توسعه بیان های فابل اعمال و مربوط به ترکیه شد. جستجوی او برای شکلها، سیستم های ساختمان سازی و تناسب ها، یک راه تحقیق وقف شدهای بود که او برای بیش از نیم قرن حفظ می کرد. او «سمینار ملی معماری» را که احتمالا اولین نوع آن کشف منابع محلی بود تاسیس کرد، نسبت به اینکه بخواهد قانون های خارجی را که در هر جای دیگر و برای جامعه و سیاست و اقتصاد به طور کامل مختلف و همه تر از همه، مقتضیات محیطی مختلف وارد کند. سیستم آموزشی ترکیه سمینارش را به عنوان تلاشی مداوم جایز شمرد، ولی هیچ اقدام معتبری برای تشویق این روش جهت شکوفاشدن وجود نداشت تا جاره ای برای تولید چیزی که می توانست ترکی باشد، شود. این (موضوع)‌ همچنین در شغل شخصی «الدم» منعکس شد. ماموریت های مهم برای ساختمان های عمومی داده شد، او تلاش کرد تا توانایی خودش را به عنوان یک «معمار معاصر» مطابق با استانداردهای غربی، اثبات کند و به همان خوبی ایده های تدریس وفادار بماند.

با وجود اینکه کار «چادیرجی» سازش کمی با کار استاد داشت، با «سمینار الدم» رقابت بزرگی برقرار کرد. مدرسه فکر و اندیشه ای که اوبرپا کرده است براساس توسعه معماری برای اولین بار در عراق تنظیم شد و از همه مهم تر هم زمان با آن چادیرجی از دوری یک زبان اصلی که اعتبا رآن به خصوص در مناطق شهری، زودگذر بود، امتناع کرد. او توسعه شناسایی معماری و خصوصیات محیطی و اهمیت زیبا شناختی را جستجو کرد ولی هم زمان با اینکه دوباره معماری واقع بینانه به قلمرو اجتماع عراق و محیط زیستهای اقتصادی درج شود.

با مروری به گذشته، می توان دریافت که «فثی» ناچار شد آثارش را به صحنه روستایی و چندین خانه شخصی محدود کند. این سه معمار و آموزنده ی فداکار صحنه ی معماری و آموزش را از سال 1950 تا سال 1980 مورد توجه قرار دادند.

جهان در واقع خیل یکوچک است. تاثیر به سرعت متغیر شیوه رندگی و نیز محیط های زندگی، از محدودیت های جغرافیایی و سیاسی و مرزهای فرهنگی رهایی یافته است. اینکه بخواهیم آنچه را که محلی است جستجو کنیم، غیرممکن است و تنگنایی در سطح روانی تاسیس می کند که در بهترین شکل مایه ناراحتی است. مدارس معماری شبیه موسسات آموزشی دیگر در تلاش اند تا توسط استانداردهایی که در سطح جهانی قابل اعمال هستند، با مدارس دیگر رقابت کنند. این جنبه ای حیاتی برای ورود به مدارس است. در جهان اسلامی، مراجعی که محیط و ساختار آموزش را تعیین می کنند. تقریاب انحصاری و دولتی هستند و الزاما علاقه مطلقی در توسعه ی سیستمهای آموزشی در استانداردهای بین المملی دارند.

بنابراین برنامه مدارس معماری در جهان اسلامی با استانداردهای گسترده ی جهانی ذهنی توسعه یافته است، که با هنرهای بصری که سیستم هنرهای بیوکس را پایه گذاری کرد، سیستم آلمانی منطبق با تکنولوژی یا سیستم آمریکایی تولید شده بهاوس، به آن هستی بخشیده است. تولید آخر مشابه با توجه به معیار بین المللی، اگرچه شناسایی استانداردها برای آدرس دهی وضعیت حرفه ای به طور کامل متفاوت قرار گرفته است.

امروز، نه معمار آمریکایی مجهز به منابع عقلانی یا تکنیکی برای سر و کار داشتن با مشکلات طولانی مدت رونق ساختمانی در پرتگاه است و نه هیچ معمار انگلیسی قادر به رفتار کردن با مشکلات سیل ها و تندبادها در بنگلادش است. نه معمار فرانسوی با دانستن اینکه چطور مشکلات خانه سازی و غیر رسمی در مناطق شهری ترکیه، پاکستان و هند که روی بیش از نیمی از جمعیت شهر نشینی تاثیر می گذارد، فراهم کند.

انتقال الگوهای لازم خارچی ممکن است مهارت تکنیکی را به عنوان یک ابزار معتبر برای استفاده در تمرین معماری را در هر جایی از جهان فراهم کند. ولی آیا این مهارت تکنیکی را در طول یک کشور فراهم می کند.

دراینجا ما تمایل نداریم که به معمارانی که آموزش داده شده اند تا بهعنوان تکنسین های معتبر در هرجایی از جهان به جز دز متن خودشان ابلاع کنیم. ما نمی گوییم که آنها باتجربه تر از آن هستند که با مشکلات خیلی ساده و زندگی حرفه ای روزمره آن ها رفتار کنیم. ما به سادگی در تلاش هستیم بر این واقعیت تاکید کنیم بر آنچه که برای یک کشور اغلب ضروری و مربوط است و به آن توجه نمی شود. بنابراین اگرچه به معماران خیلی نیاز داریم، نوعی بی عدالتی به گروهی از افراد حرفه ای است که از نظر عقلانی و تکنیکی خیلی نگران مشکلات کشورهایشان هستند.

برنامه ی آموزشی مدارس در جهان اسلامی از آن برنامه هایی است که متفاوت نیستند؛ به عبارت دیگر، الگوی کلی در مرکز سیستم نگه داری شده است. در همه مدارس طراحی معماری براساس اراده ی برنامه آموزشی شکل می گردد، ولی زمان صرف شده و اعتبار داده شده به این رشته در مدارس مختلف متفاوت است و آخرین تولید آموزش در درجه اول توسط کارایی توسعه یافته در این محدوده، باارزش می شود.

خواه، دانش آموزان آزاد گذاشته شوند، بطوری که به سرعت گرفتار طراحی معماری شوند یا از میان یک رشته ی طراحی پایه ای که به الگویی که آموزش را سازماندهی می کند، یا از صافی گذرانده شوند، تقریبا در تمام موارد، مطالعات طراحی یک مهارت است، یک روش حل مشکل،‌ و معماران فراتر از تمرین این مهارت ها فعالیت می کنند. طراحی، آخرین ابزار معماران برای مجود در محیط زیست استو به موضوعات وابسته به چیزی که باید انجام شود، توجه نمی کند ولی تخصص را در اینکه چطور آن را انجام دهیم توسعه می دهد. بنابراین مشکل تولید فاکتورهای exogenous در جریان طراحی، برای آنکه با طراحی خودش انجام شود، کار زیادی انجام نمی دهد، ولی با اموزش به عنوان یک طراحی کامل سورکار دارد.

با این موضوع در ذهن، می بینیم که آن رشته های کارخانه ای در مدارس معماری برای اینکه معماران توانا با کلیت بخشیدن به جواب های درست، سوالات درستی بپرسند، مهم هستند. در تمامی برنامه های آموزشی پیروی از ردیف های رشته ها برای اینکه آموزش معماری را کامل کنند، پیدا می شود.

مهارت ها: آمار، تکنیک، ساختمان سازی، کامپیوتر.

تئوری ها: تاریخ، هنر، اسلوب شناسی.

محیط زیست: چشم انداز شهری

تکنولوژی: فولاد، چوب (نجاری)، بتون ریزی قوی، مواد، ساختمان سازی، تجهیزات.

در موازات با ردیف رشته های طراحی که عموما به عنوان یک زنجیره ی پایه ای، واسطه، مراحل پیشرفته و آخر، رشته های دیگر به عنوان یک ترکیب موضوعاتی که استحکام درونی اش در موارد زیادی دنبال می شود، (همانند نمونه های سادهبه مرکب، از پایه به مصرف، یا از اول به آخر)‌ سازماندهی می شود. آگاهی که معماران نیاز دارند، دارا باشند، اساسا در اصطلاح هر آنچه که به هر جای دیگر که در جهان غرب است،‌ وابسته است. بر طبق اصول، هیچ ضرری در به دست آوردن دانش بیشتر نیست. با این وجود خواه موضوعی قطعی است یا نه، ما برای دانش آموزان آنچه را که برایشان مفید خواهد بود، فراهم می کنیم. به عنوان مثال در رشته های تکنولوژی، معمولا به طور متداول، بر طبق قرارداد، تکنولوژی پایه گذاری شده کشور در مدارس معماری تدریس می شود. اعمال ساختمانی در مورد فولاد و چوب بحث می کند ولی کمک مطلق دشته های تکنولوژی این استکه دانش آموزان را به سطحی بیاوریم که به آنها اجازه دهیم با بتون مسلح طراحی کنند، چون دراینصورت باید از مواد تکنولوژی زمان ها استفاده کند.

به راستی تنها شمار محدودی از برنامه های آموزشی که به توسعه آگاهی کمک می کند، وجود دارد. اگر مهارت در مقاوم سازی ساختمان سازی نباشد، زمین یا پایس، نی ها، نی خیزران و شبیه به آن توجه نمی کند. به طور متناقض، به عبارت دیگر، فرهنگسراها به روشنی وقف خود را و تحسین مقاله هایشان را در دامنه تکنولوژی هایی که تحت عنوام رایج «زبان مادری» قرار می گیرد، بیان می کنند. با وجود این، تلاش کمی در سیستم آموزشی برای از تداوم زبان مادری انجام می شود، منبع دیگری برای فراهم کردن راه حلی برای مشکلاتی که اعتماد به فاکتورهای endogenous را کم می کند، وجود دارد. به طور مشابه در تدریس، تلاش بیشتری به محاسبات لازم و تجهیزات برای شرایط هوایی، گرما یا آسانسور داده می شود.

اگر چه ما در مدارس زیادی رشتههای مجهزی را که بر سیستم انرژی گذاشته، اصول گرمای خورشیدی، یاسیستم های طبیعی فشار وارد می کند را پیدا می کنیم، علاوه بر این تا آن زمان معماران از مدارس معماری فارغ التحصیل می شوند. این موضوع بد نام شدن به نظر می رسد، اگر آنها اصئل کلاسیک مصری، یونانی، رومی، گوتیکی و معماری رنسانس را نمی دانستند. معماری که نتواند به مکالمه جزئی در

(wrights falling water house, mies farns worth house, the sears tower or the Seagram building)

بپردازد، به طور جدی برنده نخواهد بود. ولی چه تعداد از آنها از فشارهای بیرونی ودرونی که محیط زیستی را که آنها در آن زندگی می کتتد شکل می دهد، آگاه هستند. گفتمان آموزشی با معماران منتظر به سوی بیبان فرهنگ هایشان تطبیق نمی کند. این اعتقاد ماست که یک هدف چشم گیرتر بر حمایت رشته ها می تواند بریا به صف کردن رشه های طراحی به کار آید. بنابراین به متن مربوط به هر کشور و فرهنگ و به تاریخ آنها توجه می کند.

باملاحظه به این موضوع ما ممکن است به برنامه آموزشی مدارس معماری در کشورهای اسلامی در سازمان معماری دانشگاه شاه عبدالعزیر در جده، توجه کنیم.

طراحی معماری و رشته های معماری مربوط به توسعه گرافیک و مهارتهای ارتباطات معماری، 24 درصد از ساعت اعتباری کلی را کم کردند. این نسبت 41 درصد سازمان معماری دانشگاه مهندسی و تکنولوژی دانشگاه بنگلادش؛ 45 درصد در فرهنگستان قبلی هنرهای زیبا (در حال حاضر دانشگاه معمارسنان) در استامبول؛ حدود نیمی در مدرسه هنرهای زیبای دانشگاه تهران؛ 51 درصد در معماری ملی اکل در ربات و 52 درصد در دانشگاه گاریانیس در بنقاضی، نقشه برداری ما از بیش از 60 مدرسه معماری در جهان اسلامی نشان داده است که معمولا بیش از نیمی از زمان تدریس به حمایت از رشته ها اختصاص داده می شود.این نسبت در هنرهای بیوکس که براساس برنامه ی آموزشی استودیو طراحی سازماندهی می شود، افزایش می یابد. در مورد الگوهای مبنی بر انگلیسی – آمریکایی یا آلمانی، رشته های حمایت کننده استقلال طلبی بیشتری نسبت به سیستم فرانسوی دارند. هر کدام از الگوها که ملاحظه می شوند و مورد توجه قرار می گیرند. بیش از نیمی از زمان تدریس وقف قسمت های آموزنده که بعضی وقتها با آن ولی معمولا بدون آن است، می شود.

سالها قبل، دوگان کوبان فراتر از آموزش معماری انتقاد کرد. در انجام این کار نیز او بر واقعیت که معماران یادانشی که هیچ ارزش مفیدی برای آنچه که آنها به طور حرفه ای با آن مواجه می شوند، نداشت راتاکید کرد. او نیاز به یک پیش نمونه جدی معماری داشت که می توانست مشکلات را از طبیعتی ساده تر با لیاقتی حرفه ای رسیدگی کند. نظر او نکته مهمی را که هیچ واسطه طولانی تر مهارتهای تکنیکی بین معماران و تمرین ساختمانی وجود ندارد. تنها سطح سیستم شناسایی گفتار معماری را تولید می کند. همه ی کسانی که طراحی می کنند و می سازند، محیط زیست فیزیکی پیچیده اجراهای مختلف را از معماران با دیگر اشخاص مشخصی که می توانند میئولیت را برای سروکار داشتن با محیط فیزیکی فرض کنند، ایجاد می کند. از اواخر سال 1970 ما خودمان را در اواسط یک مناظره بی پایان و مجدد مکرر یا معماری ممتد می یابیم. در واقع این توضیحات مجدد، آنچه را که معماران می خواهند باشند، منعکس می کند. توضیحات حرفه ای و سازمانی معماری، اغلب دور از اختصاص دادن به آن چیزی است که معماران در واقع برای انجام دادن شناسایی می شوند. ولی آنها همچنین واقعیت سردرگمی آنچه کهما آن راتجربه می کنیم، منعکس می کنند: آ یا معمار یک تصمیم گیرنده است؟ یا آیا او یک مهندس اجتماعی است؟ یا احتمالا او یک مسئول برای تغییرات است؟ یا اینکه آیا او فردی تواناست؟ چرا ما نمی توانیم از یک ممعمار طراح که پروژه ها را برای ساختمان ها طراحی می کند تا در جامعه ای که از او انتظار می رود، اینگونه باشد، راضی باشیم؟ چون در دو دهه یا بیشتر، نقش معما توسط دیگر گروههای علاقمند زیادی مورد هجوم قرار گرفته است معماران سرتاسر دنیا در دیدارها و کنگره ها، در تلاش بوده اند که نقششان را مجددا مشخص کنند،‌ به جای آنکه حقوق حرفه هایشان را که آنها باید به طور واقعی مالک شده باشند تا بتوانند دوباره، آنچه را که از دست رفته است، به دست آورند، به آموزش درست و آگاهی مفید برای جامعه و عصرمان نیاز خواهیم داشت.

از معماران می توان برای انجام درست و رسیدگی وظایفشان،‌ تنها زمانی که حقوق و امتیازات حرفه ای خود را حفظ کرده اند، استفاده کرد. آیا جوامع ما امروز این رضایت خاطر را ارائه می دهند؟

دلیل کوچکی برای نشان دادن اینکه آنها این چنین می کنند، وجود دارد. حتی در جوامعی مثل مصر، ترکیه،‌ پاکستان که تعدادمعماران متجاوز از هزاران نفر است،‌ حقوق حرفه ای و امنیتی معماران تضمین شده نیست. از طرفی، بازگشتی از وجود حقوق معماران (به عنوان مثال در ترکیه و ایران) وجود دارد و از طرفی دیگر، در برخی از کشورها،‌ معماران، حتی در فهم پایه ای شغلی کمبود داشتند. همانند کشورهای آفریقایی و بنگلادش در بعضی از کشورها، به طور کلی سازماندهی شغلی توسط دولت ممنوع است. امروزه، بیشترین سازمانهای حرفه ای پیشرفته ی معماران در شرق میانه تنها تحت اتحادیه مهندسی و معاران است. به عبارت دیگر، صحت ساختمان سازی، هم تراز با هرچیز دیگری از طرف جامعه توسط دولت تحت امنیت قرار می گیرد. در نتیجه موضوع «کیفیت محیط زیست» برای حمایت از معماری که صلاحیت دارد و مسئول است، در کل بی معنی می ماند.

به راحتی می توان فهمید که نیروی سازماندهی شغلی به کنترل کیفیت آموزشی که بعد قرار می گیرد، وابسته است. سازماندهی شغلی ضعیف تر تنها توسط عدم کنترل بر سطوح مقبول کیفیت خاتمه می پذیرد. ما بنابراین حقیقت را که نیروی معماری که اساسا با کتنرل سخت حرفه ای روبرو می شوند، فراموش کنیم. RIBA و AIA، بزرگترین نیروهای کنترل کننده ی سازمان آموزشی در بریتانیا و ایرلند شمالی و در ایالت متحده آمریکا هستند و این سازماندهی ها نسبت به هر گروه دیگری راجع به کسی که به عنوان یک معمار فرستاده نشود بیشتر تقاضا می شود و در تمام سازماندهی های اموزشی در سهم ما از جهان، هیچ مکانیزم کنترلی فراتر از کیفیت وجود ندارد، مگر آنکه توسط آن دولت فراهم شود. دولت، آموزش را به عنوان وظیفه خود ارائه می دهد.

بنا به آنچه گفته شد، دولت نمی تواند نسبت به آنچه ارائه می دهد، فاقد صلاحیت باشد و بنابراین نیازی برای ارزیابی استانداردهای آموزشی وجود ندارد.

اگر بعضی از فارع التحصیلان توسط مهارتی که شغل آنها تقاضا می کند مجهز نشوند، تعدادشان افزایش می یابد. معتبرترین مورد حرفه ای در جهان، معمولا شامل جهان اسلامی که قانونی است را در نظر می گیریم. کسی کهبه عنوان وکیل شناسایی می شود و یا کسی که وکیل نیست، دارای حق، مسئولیت و امتیاز ویژه وکالت است. همان درخواست ها برای حرفه پزشکی نیز وجود دارد. آنچه برای آنهایی که نمی توانند صلاحیت داشته باشند، اتفاق می افتد،‌ نتیجه قاطعی است. در زمینه قانون، تعدادی از حرفه های دیگر، در داخل و خارج از تشریفات اداری برای عضویت در وکالت برای آنهایی که واجد شرایط باشند،‌ وجود دارد.

گروهی از تکنسین های واسطه ی ماهر در هنرهای ساختمان سازی اما کسانی که ضرورتا معمار نیستند نیاز می شود. از آنجایی که این چنین چیزی وجود ندارد، ما با یک گروه افراد با صلاحیت که نمی خواهند به آنچه که معماران انجام می دهند رسیدگی کنند، به کارخانه می دهیم. آنها خودشان فاقد صلاحیت اند. آمار این را به وضوح نشان می دهد. چه تعداد از معماران با صلاحیت، پانزده هزار نفر مصری و هفده هزار نفر ترکی هر کاری حتی tangentially، وابسته به معماری، محیط زیست و یا حتی در دورترین حالت ساختمان سازی است. این احتمالا، غمگین ترین و اضطراری ترین مشکل و یکی از شایان توجه ترین مشکلات است.

 

تگ های مروری بر آموزش معماری در کشورهای اسلامی :
شما اولين نفري باشيد كه نظر ارسال مي كند.

فرم ثبت نظر

نام و نام خانوادگی
ایمیل
وبلاگ
نظر و کامنت
كد امنيتي

محصولات جديد