دانلود نقشه های معماری،مستند معماری،دانلود جزوه کارشناسی ارشد معماری ،نقشه های معماری،دانلود پروژه معماری،اسکیس راندو ،آموزش اسکیس ،فتوشاپ در معماری،کارشناسی ارشد معماری،نرم افزار های معماری،طراحی داخلی
امروز چهارشنبه 05 اردیبهشت 1397

اکسپرسيونيسم و معماري

كد خبر    :  3575
نويسنده  :  مدير
تاريخ خبر :  1394/04/21 - 11:07:39
اکسپرسيونيسم و معماري اکسپرسيونيسم و معماري

اکسپرسيونيسم و معماري "

معماري اکسپرسيونيست يک حرکت معمارانه بود که در شمال اروپا در دهه اول قرن بيستم به موازات هنر بصري و عملي اکپرسيونيست پيشرفت کرد.

عبارت "معماري اکسپرسيونيست براي اولين بار فعاليت‌هاي پيشرو(اوان گارد) هلندي و استراليايي وچکسلاواکي و دانمارکي را از سال ۱۹۱۰ تا ۱۹۲۴توصيف مي‌کند. تعريف مجدد بعدي اين عبارت بر ميگردد به ۱۹۰۵ و همچنين گسترش ان براي احاطه کردن بقيه اروپا. امروزه اين معني از خيلي مرزهاي دورتر گذشته تا به معماري هر زمان و مکاني که بعضي کيفيت‌هاي حرکت طبيعي برگردد مثل: تحريف,تکه تکه شدن يا ارتباط سخت و پرفشار احساسات.

اولين بار اين واژه در سال 1911 براي توصيف آثار کوبيستي و فوويستي که در برلين به نمايش گذاشته شده بود به کار رفت.مفهوم آن در معناي وسيع به هنر هر مکان و زماني اطلاق مي شود که تاکيد بر واکنش حسي هنرمند اولي تر از نظاره دنياي خارج است .

درتاريخ هنر و نقد هنر به سبکي شناخته مي شود که درآن قراردادها و سنتهاي طبيعت گرايي کنار نهاده مي شود و تاکيد بيشتري بر ايجاد و اعوجاج و اغراق در شکل و رنگ به جهت بيان فوري احساس هنرمند وجود دارد.

هنرمندان اکسپرسيونيست با بکاربردن روش و فنون مختلفي چون فنون چاپ و مجسمه سازي بر احساسات شخصي نسبت به موضوع تاکيد داشتند.در اکسپرسيونيسم، احساسات فردي به بيرون تجلي پيدامي کند و به ديگران منتقل مي شود در اين سبک موقعيت ذهني يا شرايط حسي هنرمند به شکلي مشابه به موجودزنده،به نمايش گذاشته مي شود.

موضوعات نقاشي اکسپرسيونيستها غالبا به موقعيت و شرايط انساني مربوط بود. رنگهايي که توسط نقاشان اکسپرسيونيست استفاده مي شد عمدتا رنگهايي خام ،درخشان و نامرتبط با موضوع نقاشي بود.که به نوعي بيانگر تجليات و تمايلات فردي ايشان بود.

نقاشان" امپرسيونيست "دراين موردبا اکسپرسيونيستها همسو بودند و از رنگهايي‌ نامربوط استفاده مي کردند.

مهمترين پيشگام اکسپرسيونيست "ون گوگ  vangogh" بود که به طور آگاهانه طبيعت را براي بيان رنج دهشتناکآدمي بصورت اغراق آميز به تصوير کشيد . او و اکسپرسيونيستهاي بعد از وي در کاربرد حسي رنگ وخط تاکيد عمده اي بر احساس و انگيزش خود داشتند.

 گوگن – اکسپرسيونيست – بطور آشکار و صريح اصول

سمبوليسم را که به نوبه خود به عنوان محمل ارتباطي براي کاراکسپرسيونيسم بسيارحائزاخميت بود پذيرفت. وي تمام فرمها را ساده و مسطح کرده از رنگ به گونه اي بهره برد که تمامي تشابه آن به واقعيت از بين برود در ضمن او از بازنمايي سايه اجتناب کرد.

و اما حالا مي پردازيم به ورود " اکسپرسيونيسم " به معماري :

معماري به نام "اريک مندلسون" هرچند آثاري نه چندان مهم را در معماري مدرن خلق کرد اما به عنوان کسي که اصول و جنبش "اکسپرسيونيسم" را وارد معماري کردحائزاهميت است .

مندلسون در سال 1919 به خاطر ارائه اسکيسهاي تصوري‌ خود در "گالري کاسيرر" شناخته شد. اولين اسکيسهاي او از زبان "واگنر" و "آلبريخ" الهام گرفته اند . اسکيسهايي‌ که در طي جنگ و بلافاصله پس از آن طراحي شده اند نيرويي پرخاشگرانه و کاراکتر سمبوليک مبهمي دارند و به خوبي در قالب جنبش "اکسپرسيونيست معاصر" جاي مي گيرند.

در سال 1920 مندلسون اولين موقعيت عملي را براي بيان ايده هاي خود، با احداث "برج رصدخانه اينشتين" در "پوتسدام" پيدا مي کند.اين اثردرجهت واقعيت بخشيدن به يکي ازاين « بينشهاي گذرا» به مستقيم ترين صورت ممکن به شمار مي آيد .

                

مندلسون در اين بنا فرمي را در نظر دارد که دراولين جهش ، در يک توده مايع ثبت شود . مصالح مناسب طبيعتاً، بتون آرمه است که به علت قابليت شکل پذيري خاص خود،دراين دوران وسيله اي براي آزادي از قيد و بندهاي زاويه قائمه وطبقات منطبق بر هم براي‌معماران به نظر مي رسد.

ولي امکانات لازم براي اجراي قالبهاي منحني شکل و متداوم موجود ندارد و در نتيجه اين برج با آجر ونمايي‌پوشيده از سيمان سفيد ساخته مي شود. البته شيشه هاي ساختمان به علت عدم دسترسي به فرآيند خم کردن شيشه به صورت صاف هستند. اين اثر تا حد تصويري از يک مفهوم آبستره نزول مي کند و همراه با "گوتهانوم" اثر دورناخ و چند اثر پوئلزيک ، کوششي در جهت اعمال مو به موي عناصر اکسپرسيونيستي در زمينه معماري سالهاي پس از جنگ تلقي مي شود.

معماران اکسپرسيونيست با تعميم اشاره هاي پلاستيکي خود براي منظور خود از نوارهاي تزييني که بر عناصر نامشخص تاکيد گذارده و نقاط شروع منحنيها را نشان مي دهند استفاده مي کنند .شيوه کار آنان مطمئن،مستقيم وظاهراً بدون ترديد است و آثار آنان همواره با ترجيح فرمهايي‌ که در طرحهاي نقاشان اکسپرسيونيست - با شاخصه احساسي بودن خطوط - موجود بود بيان شده اند.       

طراوت بينش اوليه در ساختمان هاي به اتمام رسيده ، به طور کامل احساس مي شود و بر شدت هر تصوير منتقل شده است .البته ميان کارهاي اکسپرسيونيستهاوافرادي مانند"تئو ون دوويسبورگ"که سبک "دستيل"را پايه گذاري کرد شباهت هاي خاصي ديده مي شود که به علت شروع نگرشي نو در طراحي معماري و آغاز جنبش مدرن بود . . .

معماري اکسپرسيونيستي نيز همچون اشعار اکسپرسيونيستي ملهم از اثر فريدريش نيچه ، چنين گفت زرتشت بود که در 85- 1883 نوشته شده و مملو از استعارات معمارانه است . نفي بورژواها) امتيازهايي که براي شهر نشيني قائل مي شدند) ، نفي تاريخ و نفي وضعيت موجود و اعتقاد به اصالت فرد ، تقدس ادراکات حسي ، انتظار ظهور انسان جديد و بالاخره آفرينش و خلاقيت به عنوان تظاهر الهامات متعالي ، همه موضوعاتي بودند که مباني فلسفي اين جنبش را تشکيل مي دادند .

معماري اکسپرسيونيستي از منابع بسيار گوناگون الهام گرفته است که به طور خلاصه مي توان چنين بيان کرد:

معماري هاي بيگانه، همان طور که قبلاً , قرن نوزده ظهور کردند, طرحهايي که بر هنر نو(آرنوو) تأثير گذاشته بودند، اکسپرسيونيستها را نيز به وجد آوردند.

طرحهاي معماري مبتني بر عقايد ماورايي، همراه با شکلهاي انتزاعي مذهبي آن زمان، مورد توجه قرار گرفتند. اکسپرسيونيسم در مراحل اوليه مشتاق فرم هاي واضح و حجيم معماري اوليه مصر بود و بعدها متوجه بناهاي آسيا و به ويژه معابد باستاني هند شد. در هر صورت هيچ نوع عناصر خاص ساختماني اتخاذ نشد، بلکه نوعي کثرت همه جانبه ظهور کرد.

هنر نو يا آرنوو بيش از آن که منبع الهام باشد، ماده اوليه اين جنبش بود. بسياري از معماران اکسپرسيونيست اساس و اصول کار خود را مديون جنبش هنر نو هستند و نيز برخي از معماران بنيادگراي هنر نو، به طور مثال آنتوني گائودي را مي توان به طور خيلي موجه، يک اکسپرسيونيست شناخت.

 بنابراين بين اکسپرسيونيسم و آرنوو حد و مرز قاطعي نمي توان قائل شد و در بسياري موارد ظهور معماري اکسپرسيونيستي تأئيد مؤکدي بود بر تداوم هنر نو.

اين هر دو جنبش بر جنبه هاي سه بعدي و پيکره سازانه ساختمانها تأکيد داشتند، در هر دو شيشه و رنگ نقش مهمي بازي مي کردند و هدف هر دو رسيدن به وحدت در کارهاي هنري بود.

در معماري اکسپرسيونيستي نيز همچون هنر نو، دو شاخه مشخص را مي توان تميز داد.

اكسپرسيونيسم در معماري از نوع گرايش هاي شخصي شمرده ميشد كه خيلي سريع به خاموشي گراييد. اكسپرسيونيسم معماري بسيار نزديك به هنر نو بود كه به پيشگامي ويكتورهورتا شكل گرفت، از معماران آن مي توان از آنتوني گائودي نام برد. آنتوني گائودي فراتز از هنر نو بود ، او خانه مسكوني كازاميلا را كه تركيب نئوگوتيك و نئوباروك بود طراحي كرد . مشهورترين اثر گائودي در بارسلون كه اين معمار مشهور 15 سال آخر عمر خويش را بهتمامي صرف ساخت آن كرد، كليساي معروف خاندان مقدس (Sagrada Familia) است كه با مرگنابهنگام گائودي بر اثر تصادف در سال 1926 نيمه‌كاره باقي ماند.

معماري اينكليسا كه ساختمانش از سال 1883 آغاز شد كاملاً نو است و به معماري هيچ كليساي ديگريشبيه نيست. گائودي به ساختمان اين كليسا عشق غريبي داشت، چنان كه تخت‌خوابش را دركنار ساختمان آن قرار مي داد و همان جا مي‌خوابيد.
ورودي اين كليسا به گفتهگائودي «بايدآنقدر پهناور باشد كه تمام بشريت بتوانند از آن بگذرند و به كليسا درآيند».كل بنا مركب از چهار برج بزرگ شبيه كله قند و يك پشتبند شمشيري مركزي به شكلپل معلق و ستون‌هايي چون درخت و ورودي‌هاي سرپوشيده غار مانند است. كليساي جامع«خاندان مقدس» امروزه نماد شهر بارسلون است و بنا بر آمار منتشره تنها در سال 2004بيش از 2 ميليون بازديدكننده از آن ديدن كرده‌اند.
از ديگر عمارت‌هايي كهگائودي در بارسلون و نواحي اطراف اين شهر ساخته است مي‌توان به پارك گوئل، پالاسيوبوئل، كاسا ميلا، كاسا ويچنز و كاسا باتلو اشاره كرد كه همگي به عنوان يادگارهايفرهنگي بي‌نظير بشري، در فهرست ميراث جهاني يونسكو ثبت شده‌اند.

تگ های اکسپرسيونيسم و معماري :
شما اولين نفري باشيد كه نظر ارسال مي كند.

فرم ثبت نظر

نام و نام خانوادگی
ایمیل
وبلاگ
نظر و کامنت
كد امنيتي

محصولات جديد